سمفونی شماره 9 بتهون

Symphony No. 9 in D Minor, Op. 125

 

سمفونی شماره 9 بتهون در D Minor ، Op. 125 ، نام سمفونی کرال ، کار ارکستری در چهار حرکت توسط لودویگ ون بتهوون ، در زمان خود نه تنها به دلیل بزرگی مقیاس بلکه به ویژه برای حرکت نهایی آن ، که شامل گروه کر کامل و نوازندگان آوازی است که تنظیمات فردریش شیلر را می خوانند. شعر “یک مرگ فروید” (“قصیده شادی”). این اثر آخرین سمفونی کامل بتهوون بود و نشان دهنده یک پل سبک مهم بین دوره های کلاسیک و رمانتیک تاریخ موسیقی غرب است. سمفونی شماره 9 در 7 مه 1824 در وین برای تماشاگران بسیار مشتاق پخش شد و به عنوان بزرگترین آهنگسازی بتهوون از نظر گسترده ای برخوردار است.
سمفونی شماره 9 بتهون در نهایت بیش از سه دهه در راه بود. “قصیده شادی” محبوب شیلر در سال 1785 منتشر شد و این احتمال وجود دارد که بتهوون اولین تلاش خود را برای اجرای موسیقی در اوایل دهه 1790 انجام داد. او به وضوح این شعر را در سالهای 1808 و 1811 دوباره مرور کرد ، زیرا دفترهای یادداشت وی شامل اظهارات متعدد در مورد تنظیمات احتمالی است. در سال 1812 بتهوون تصمیم گرفت که صحنه “قصیده شادی” خود را در یک سمفونی بزرگ قرار دهد.
ده سال دیگر از اتمام آن سمفونی گذشت و در این مدت بتهون بر همه نت های این ترکیب دلسرد شد. دفترهای یادداشت او نشان می دهد که او بیش از 200 نسخه مختلف از موضوع “قصیده شادی” را در نظر گرفته و رد کرده است. هنگامی که او سرانجام کار خود را به پایان رساند ، وی به طور خلاقانه جدیدی را به عموم ارائه داد که بخشی از آن سمفونی و بخشی دیگر سخنرانی بود-ترکیبی که برای شنوندگان کمتر ماجراجویانه گیج کننده بود. برخی از معاصران آگاه اعلام کردند که بتهوون از نحوه نوشتن برای صداها اطلاعی ندارد. دیگران تعجب می کردند که چرا اصلاً صداهایی در یک سمفونی وجود دارد.
سمفونی شماره 9بتهون الگوهای بسیاری از سبک کلاسیک موسیقی غربی را برای پیش بینی آثار یکپارچه گوستاو مالر ، ریچارد واگنر و دیگر آهنگسازان عصر رمانتیک بعدی شکست. ارکستر آن به طور غیرمعمول بزرگ بود و طول آن – بیش از یک ساعت – فوق العاده بود. گنجاندن یک گروه کر ، علاوه بر این ، در ژانری که به طور انحصاری ابزاری شناخته می شد ، کاملاً غیر متعارف بود. ساختار رسمی جنبش ها ، در حالی که به طور کلی از مدل های کلاسیک پیروی می کرد ، قلمرو جدیدی را نیز مشخص کرد. به عنوان مثال ، اولین حرکت ، اگرچه به شکل سونات کلاسیک است ، شنوندگان را ابتدا با رسیدن به نقطه اوج fortissimo در بخش نمایش هماهنگ و ناپایدار و سپس با تأخیر بازگشت به کلید اصلی ، گیج می کند. اسکرزو ، با تمام نیروی محرکه اش ، به جای حرکت سوم معمولی ، به عنوان حرکت دوم قرار می گیرد ، و حرکت سوم یک آداجیوی عمدتاً آرامش بخش و تقریباً دعا برانگیز است. آخرین حرکت از یک شروع ملایم به یک فینال گستاخانه تبدیل می شود ، در حالی که برخی از موضوعات حرکات قبلی را به خاطر می آورد. هنگامی که موضوع “قصیده شادی” فرا می رسد ، شکل موسیقی اساساً به شکل تغییرات در ساختار وسیع تر شکل سونات تبدیل می شود.

علیرغم برخی انتقادات اولیه اولیه نسبت به این اثر ، سمفونی شماره 9 بتهون در برابر آزمون زمان مقاومت کرده و در واقع ، اثر خود را به جا گذاشته است. در دنیای فرهنگ عامه ، حرکت خطرناک سمفونی در زمان والس سریع زمینه ای برای برخی از پر تنش ترین و پیچیده ترین لحظات فیلم اقتباسی از استنلی کوبریک در سال 1971 از رمان روانی و مهیج آنتونی برگس به نام نارنجی ساعت (1962) فراهم کرد. چهارمین جنبش کرال با یک صحنه پیروزمندانه فوتبال (فوتبال) در فیلم انجمن شاعران مرده (1989) پیتر ویر همراه است. در حوزه فناوری ، ظرفیت صوتی دیسک فشرده در اوایل دهه 1980 در 74 دقیقه تنظیم شد ، ظاهراً برای ضبط کامل سمفونی شماره 9 بتهوون.

سمفونی شماره 9 بتهون همچنین برای علامت گذاری رویدادهای عمومی عظیم مورد استفاده قرار گرفته است ، که مهمترین آنها در روز کریسمس 1989 در برلین اتفاق افتاد. در آنجا ، در اولین کنسرت پس از تخریب دیوار برلین چند هفته قبل ، رهبر آمریکایی لئونارد برنشتاین گروهی از نوازندگان را از دو طرف شرقی و غربی شهر در اجرای سمفونی شماره 9 بتهوون با اجرای کوچک رهبری کرد. اما تغییر مهمی: در “قصیده شادی” کلمه فروید با Freiheit (“آزادی”) جایگزین شد. اجرای فینال گروهی سمفونی – با مشارکت همزمان جهانی از طریق ماهواره – مراسم افتتاحیه المپیک زمستانی 1998 در ناگانو ژاپن را به پایان قدرتمندی رساند.

 

 

 Symphony No. 9 in D minor, Op. 125, Choral – 1. Allegro Ma Non Troppo, Un Poco Maestoso

 Symphony No. 9 in D minor, Op. 125, Choral – 2. Molto Vivace