Contents

سمفونی شماره 40 موتسارت

 

Symphony No. 40 in G Minor, K. 550

 

سمفونی شماره 40 در G Minor ، K. 550 ، سمفونی ولفگانگ آمادئوس موتسارت. این آهنگ که در سال 1788 سروده شده ، یکی از دو سمفونی است که او با کلیدهای جزئی نوشت و نشان دهنده علاقه او به جنبش هنری معروف به Sturm und Drang (طوفان و استرس) است که در آن احساسات تیره تر و قوی تری به نمایش گذاشته شد.
سال 1788 برای موتزارت سال تاریکی بود. تماشاگران وینی تمایل چندانی به شنیدن کنسرت ها و رسیتال های او نداشتند ، صورت حساب ها روی هم انباشته شد و دختر نوزادش ترسیا تازه فوت کرده بود. نامه ها به دوستان نشان می دهد که او برای دیدن فراتر از سایه مشکل داشت ، و برخی معتقدند که این واقعیت بر این سمفونی غیرعادی اضطراب آور تأثیر گذاشته است.

با این وجود ، بیش از غم های روزانه یک نفر در محل کار وجود دارد. در این برهه از تاریخ ، آهنگسازان آلمانی و اتریشی به طور فزاینده ای به جنبش Sturm und Drang (طوفان و استرس) کشیده شدند ، مکتبی که بر هنرمندان و نویسندگان نیز تأثیر گذاشت. در پاسخ ، آهنگسازان شروع به تولید آثاری کردند که بیان شنیدنی عصبانیت بود. هایدن سمفونی Sturm und Drang را نوشت ، غالباً در کلید g minor که موتزارت در اینجا از آن استفاده می کند. یوهان کریستین باخ ساکن لندن ، کوچکترین پسر یوهان سباستین بزرگ ، نیز چنین کرد و این باخ کوچکتر در سفر طولانی مدت جوانان به انگلستان بر موتزارت قبل از نوجوانی تأثیر زیادی گذاشته بود. در این فضا ، تعجبی ندارد که موتزارت نیز حداقل در مواقعی به کلیدهای جزئی روی آورده است. سمفونی شماره 40 ثابت می کند که این مرد که موسیقی او به راحتی می تواند لذت را برانگیزد ، می تواند اشک را نیز برانگیزد.

با این حال ، این تنها یکی از سه سمفونی است که موتزارت تابستان امسال می نویسد ، ظاهراً در نهایت چشم انداز تور کنسرت به لندن. دو سمفونی دیگر – نه. 39 در E-flat Major و شماره 41 در C Major-طبیعت روشن و آفتابی دارند. ممکن است تصور شود که موتزارت احساسات تلخ خود را در این اثر بارگذاری کرده است ، اگرچه حتی در اینجا ، همه چیز غم نیست. این آهنگساز در هیچ مقطعی از حرفه خود اجازه نمی دهد موسیقی در روحیه هوشیار مدت زیادی بماند.
از اشتراک Britannica Premium برخوردار شوید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید.
در حال حاضر مشترک شوید

اولین حرکت مولتو آلگرو بیشتر آه های شاکی را ایجاد می کند ، اگرچه ملودی های ملایم و ملایم نیز ظاهر می شوند و حتی گاهی اوقات شادی را سرازیر می کند. حرکت دوم آندانت به آرامی ظریف است ، انگار شب آرام مهتابی است. در اینجا ، موتزارت به طور کلی سایه های کلیدهای جزئی را به نفع کلیدهای اصلی روشن تر کنار می گذارد.

حرکت سوم Minuet و Trio تاریکی و همچنین نور را ارائه می دهد ، قسمت های تاریک به شدت قاطعانه و روشن ترین آنها شیرین تر است. در فینال Allegro assai ، موتزارت به تمرکز عمومی بر روی حالات جدی تر برمی گردد ، که اغلب به نوبه خود فوری و ناراحت کننده است. در میانه جنبش ، بخشهای مختلف ارکستر به طور همزمان خود را با ایده های ملودیک متفاوتی درگیر می کنند ، همه در ترکیب پیچیده ای ترکیب شده اند. در آخرین صفحات ، تنش در همه جا وجود دارد ، اگرچه هرگز کاملاً خشمگین نیست. کمبود خنده با وجود خشم یکسان نیست.

سمفونی شماره 40 موتسارت

 

Symphony No. 40 in G Minor, K. 550

 

سمفونی شماره 40 در G Minor ، K. 550 ، سمفونی ولفگانگ آمادئوس موتسارت. این آهنگ که در سال 1788 سروده شده ، یکی از دو سمفونی است که او با کلیدهای جزئی نوشت و نشان دهنده علاقه او به جنبش هنری معروف به Sturm und Drang (طوفان و استرس) است که در آن احساسات تیره تر و قوی تری به نمایش گذاشته شد.
سال 1788 برای موتزارت سال تاریکی بود. تماشاگران وینی تمایل چندانی به شنیدن کنسرت ها و رسیتال های او نداشتند ، صورت حساب ها روی هم انباشته شد و دختر نوزادش ترسیا تازه فوت کرده بود. نامه ها به دوستان نشان می دهد که او برای دیدن فراتر از سایه مشکل داشت ، و برخی معتقدند که این واقعیت بر این سمفونی غیرعادی اضطراب آور تأثیر گذاشته است.

با این وجود ، بیش از غم های روزانه یک نفر در محل کار وجود دارد. در این برهه از تاریخ ، آهنگسازان آلمانی و اتریشی به طور فزاینده ای به جنبش Sturm und Drang (طوفان و استرس) کشیده شدند ، مکتبی که بر هنرمندان و نویسندگان نیز تأثیر گذاشت. در پاسخ ، آهنگسازان شروع به تولید آثاری کردند که بیان شنیدنی عصبانیت بود. هایدن سمفونی Sturm und Drang را نوشت ، غالباً در کلید g minor که موتزارت در اینجا از آن استفاده می کند. یوهان کریستین باخ ساکن لندن ، کوچکترین پسر یوهان سباستین بزرگ ، نیز چنین کرد و این باخ کوچکتر در سفر طولانی مدت جوانان به انگلستان بر موتزارت قبل از نوجوانی تأثیر زیادی گذاشته بود. در این فضا ، تعجبی ندارد که موتزارت نیز حداقل در مواقعی به کلیدهای جزئی روی آورده است. سمفونی شماره 40 ثابت می کند که این مرد که موسیقی او به راحتی می تواند لذت را برانگیزد ، می تواند اشک را نیز برانگیزد.

با این حال ، این تنها یکی از سه سمفونی است که موتزارت تابستان امسال می نویسد ، ظاهراً در نهایت چشم انداز تور کنسرت به لندن. دو سمفونی دیگر – نه. 39 در E-flat Major و شماره 41 در C Major-طبیعت روشن و آفتابی دارند. ممکن است تصور شود که موتزارت احساسات تلخ خود را در این اثر بارگذاری کرده است ، اگرچه حتی در اینجا ، همه چیز غم نیست. این آهنگساز در هیچ مقطعی از حرفه خود اجازه نمی دهد موسیقی در روحیه هوشیار مدت زیادی بماند.
از اشتراک Britannica Premium برخوردار شوید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید.
در حال حاضر مشترک شوید

اولین حرکت مولتو آلگرو بیشتر آه های شاکی را ایجاد می کند ، اگرچه ملودی های ملایم و ملایم نیز ظاهر می شوند و حتی گاهی اوقات شادی را سرازیر می کند. حرکت دوم آندانت به آرامی ظریف است ، انگار شب آرام مهتابی است. در اینجا ، موتزارت به طور کلی سایه های کلیدهای جزئی را به نفع کلیدهای اصلی روشن تر کنار می گذارد.

حرکت سوم Minuet و Trio تاریکی و همچنین نور را ارائه می دهد ، قسمت های تاریک به شدت قاطعانه و روشن ترین آنها شیرین تر است. در فینال Allegro assai ، موتزارت به تمرکز عمومی بر روی حالات جدی تر برمی گردد ، که اغلب به نوبه خود فوری و ناراحت کننده است. در میانه جنبش ، بخشهای مختلف ارکستر به طور همزمان خود را با ایده های ملودیک متفاوتی درگیر می کنند ، همه در ترکیب پیچیده ای ترکیب شده اند. در آخرین صفحات ، تنش در همه جا وجود دارد ، اگرچه هرگز کاملاً خشمگین نیست. کمبود خنده با وجود خشم یکسان نیست.