Contents

سمفونی شماره 3 بتهون

 

Symphony No. 3 in E-flat Major, Op. 55,

 

Eroica Symphony ، نام سمفونی شماره 3 بتهون در E-flat Major ، Op. 55 ، سمفونی اثر لودویگ ون بتهوون ، که به دلیل طبیعت قهرمانانه خود به عنوان سمفونی ارویکا شناخته می شود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد و برای سمفونی های آن زمان بزرگتر و نمایشی تر از معمول بود. این بزرگترین اثر بتهوون تنها ابزاری بود.
این سمفونی بناپارت نامیده می شود ، که نه کمتر از خود بتهوون اقتدار دارد. این مناسبت نامه ای بود به ناشر Breitkopf und Härtel ، ناشر لایپزیگ ، که او در 26 اوت 1804 در مورد این جدیدترین سمفونی نوشت و اظهار داشت: “من فکر می کنم این مورد علاقه عموم موسیقی را خواهد داشت.” مطمئناً ناپلئون در آن زمان نامی در اخبار بود و بتهوون از تلاشهای این مرد برای اصلاح جامعه به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار گرفت تا طبقات کارگر از برابری بیشتری برخوردار شوند. نوشتن یک سمفونی با الهام از روح کورسیکا نه تنها برای بتهوون بلکه برای عموم مردم نیز مفید بود. علاوه بر این ، در آن زمان ، بتهوون در حال برنامه ریزی تور کنسرت به فرانسه بود.
حداقل ، این زمانی بود که آهنگساز سمفونی را تکمیل کرد و آن نامه را به ناشر خود ارسال کرد. چند ماه بعد – به طور خاص در 2 دسامبر 1804 – ناپلئون خود را امپراتور فرانسه نامید. به گفته دوست و شاگردش فردیناند ریس (1784-1838) ، بتهوون با خشم از این خبر استقبال کرد: قهرمان او مستبد شده بود و آهنگساز سمفونی را به چنین شخصی اختصاص نمی دهد. آهنگساز با انزجار صفحه عنوان را از سمفونی جدا کرد و تور فرانسه را لغو کرد.
وی عنوان فرعی دیگری به سمفونی داد ، Eroica ، که بیشتر دلالت بر قهرمانی عمومی دارد تا اعمال خاص. یک کتیبه دیگر این تفکر را “برای بزرگداشت یاد یک مرد بزرگ” ساخته شده است ، ظاهراً به ناپلئون قبلی ، آن قهرمان جوان آرمانگرا که اکنون فقط در حافظه زندگی می کند ، اشاره می کند. وقتی اثر در سال 1806 منتشر شد ، نه به بناپارت ، بلکه به شاهزاده فرانتس ژوزف فون لوبکوویتز (1772-1816) ، یکی از وفادارترین حامیان بتهوون ، اختصاص یافت. این که لوبکوویتز پیشنهاد کرده بود هزینه بسیار زیادی را برای این امتیاز بپردازد ، حتی قبل از اینکه بتهوون از ناپلئون دلسرد شود ، ممکن است باعث حرکت آهنگساز شود.
در یک مد خاص ، سمفونی شماره 3 بتهون سمفونی شماره 3 ناپلئونی باقی ماند. این یک کار بسیار بلندپروازانه بود که از ماندن در محدوده خودداری کرد ، از نظر حماسی و تأثیر احساسی خیره کننده بود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد. کارل چرنی ، دوست و همکار بتهوون ، بعداً به یاد آورد که یکی از تماشاگران ندا داد: “اگر متوقف شود ، من یک کرویتزر دیگر می دهم.” این شنونده تنها کسی نبود که در سالن کنسرت غرق شده بود. مخاطبانی که عادت کرده بودند موسیقی صرفاً برای سرگرمی باشد ، ناگهان با ایده جدیدی رادیکال روبرو شدند که مانند یک شاهکار ادبی ، سمفونی شماره 3 بتهون می تواند تصویر خالق خود را از جهان ارائه دهد. این مفهوم در قلب انقلاب رمانتیک قرار داشت ، که بتهوون یکی از پیروان اولیه آن بود.
چهار سال بعد ، بتهوون خود کار را در یک کنسرت خیریه در تئاتر وین وین اجرا کرد. در زمان اجرای اخیر ، فرانسه و اتریش درگیر جنگ شده بودند. فرانسوی ها وین را اشغال کرده بودند و نیروهای فرانسوی خیابان ها را پر کردند. ناپلئون در شهر بود ، اما در کنسرت شرکت نکرد. این که آیا حاکم کوچک از ارتباط اثر با خودش مطلع بوده است یا خیر ، مشخص نیست.
با اولین حرکت Allegro con brio ، بتهوون با صدای بلند شروع به کار می کند – در واقع ، دو مورد از آنها: یک جفت آکورد قوی که دروازه را دور می زند. آنچه در پی می آید موسیقی با کنتراست عالی است و صحنه های بزرگ و ملایم تر به نوبه خود ظاهر می شوند. اگر او بیشتر به انرژی و نمایشنامه متمایل است ، پس از همه ، اعلام شده است که یک کار “قهرمانانه” است و نیاز به برخی از روحیه های قاطع دارد.

با حرکت دوم ، که بتهوون خود آن را مارسیا funebre (راهپیمایی تشییع جنازه) نامید ، چرخشی تیره تر از راه می رسد. فضای سایه دار توسط رشته ها از اولین اندازه تنظیم می شود. تکنوازی های بعدی چوبی شیرینی را اضافه می کند ، اما نه نور خورشید. با این حال ، این “تشییع جنازه” بیش از آنکه ناراحت باشد ، اشک آور است و ضربات راهپیمایی قوی هرگز ایجاد نمی شود. از آنجا که این جنبش طولانی ترین جنبش از این چهار جنبش است ، ظاهراً این مفهومی است که بتهوون برای آن می خواست قوی ترین نقطه را بیان کند.

سومین حرکت Scherzo: Allegro vivace ، که بسیار کوتاهترین است ، یک پادزهر درخشان و تند برای آداجیو قبلی است. تارها و بادهای چوبی با حالت رقص در سه متر بسیار تند حرکت می کنند. در صفحات مرکزی آن ، ملودی متضادی پیدا می شود که از شاخ های شکار لذت می برد. سرانجام ، اولین ملودی باز می گردد ، تا حدی مختصر ، صحنه جشن را به پایان می رساند.

 

با پایان Allegro molto سمفونی شماره 3 بتهون، خلق و خوی بزرگ و اسرارآمیز به نوبه خود ظاهر می شود. یکی از موضوعاتی که ابتدا توسط رشته های پیتزیکاتو و بادهای چوبی استاکاتو ارائه می شود ، گسترش می یابد و به عبارات جسورانه ای تبدیل می شود که از ریتم های آن خط قبلی پیتزیکو گسترش یافته است. اگر ، همانطور که از عنوان عنوان می شود ، این یک سمفونی “قهرمانانه” است ، در اینجا رژه پیروزی است ، با برخی از صحنه های آرام تر و غزل آمیز ، گویی یک زن را که مدال ارائه می دهد برانگیخته است. بتهوون بارها و بارها در این سمفونی نشان می دهد که چگونه می توان یک ایده ملودیک را در حالات بسیار متفاوت بازسازی کرد.

01-01 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 1. Allegro Con Brio

01-02 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 2. Marcia Funebre Adagio Assai

01-03 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 3. Scherzo Allegro Vivace

01-04 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 4. Finale Allegro Molto

سمفونی شماره 3 بتهون

 

Symphony No. 3 in E-flat Major, Op. 55,

 

Eroica Symphony ، نام سمفونی شماره 3 بتهون در E-flat Major ، Op. 55 ، سمفونی اثر لودویگ ون بتهوون ، که به دلیل طبیعت قهرمانانه خود به عنوان سمفونی ارویکا شناخته می شود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد و برای سمفونی های آن زمان بزرگتر و نمایشی تر از معمول بود. این بزرگترین اثر بتهوون تنها ابزاری بود.
این سمفونی بناپارت نامیده می شود ، که نه کمتر از خود بتهوون اقتدار دارد. این مناسبت نامه ای بود به ناشر Breitkopf und Härtel ، ناشر لایپزیگ ، که او در 26 اوت 1804 در مورد این جدیدترین سمفونی نوشت و اظهار داشت: “من فکر می کنم این مورد علاقه عموم موسیقی را خواهد داشت.” مطمئناً ناپلئون در آن زمان نامی در اخبار بود و بتهوون از تلاشهای این مرد برای اصلاح جامعه به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار گرفت تا طبقات کارگر از برابری بیشتری برخوردار شوند. نوشتن یک سمفونی با الهام از روح کورسیکا نه تنها برای بتهوون بلکه برای عموم مردم نیز مفید بود. علاوه بر این ، در آن زمان ، بتهوون در حال برنامه ریزی تور کنسرت به فرانسه بود.
حداقل ، این زمانی بود که آهنگساز سمفونی را تکمیل کرد و آن نامه را به ناشر خود ارسال کرد. چند ماه بعد – به طور خاص در 2 دسامبر 1804 – ناپلئون خود را امپراتور فرانسه نامید. به گفته دوست و شاگردش فردیناند ریس (1784-1838) ، بتهوون با خشم از این خبر استقبال کرد: قهرمان او مستبد شده بود و آهنگساز سمفونی را به چنین شخصی اختصاص نمی دهد. آهنگساز با انزجار صفحه عنوان را از سمفونی جدا کرد و تور فرانسه را لغو کرد.
وی عنوان فرعی دیگری به سمفونی داد ، Eroica ، که بیشتر دلالت بر قهرمانی عمومی دارد تا اعمال خاص. یک کتیبه دیگر این تفکر را “برای بزرگداشت یاد یک مرد بزرگ” ساخته شده است ، ظاهراً به ناپلئون قبلی ، آن قهرمان جوان آرمانگرا که اکنون فقط در حافظه زندگی می کند ، اشاره می کند. وقتی اثر در سال 1806 منتشر شد ، نه به بناپارت ، بلکه به شاهزاده فرانتس ژوزف فون لوبکوویتز (1772-1816) ، یکی از وفادارترین حامیان بتهوون ، اختصاص یافت. این که لوبکوویتز پیشنهاد کرده بود هزینه بسیار زیادی را برای این امتیاز بپردازد ، حتی قبل از اینکه بتهوون از ناپلئون دلسرد شود ، ممکن است باعث حرکت آهنگساز شود.
در یک مد خاص ، سمفونی شماره 3 بتهون سمفونی شماره 3 ناپلئونی باقی ماند. این یک کار بسیار بلندپروازانه بود که از ماندن در محدوده خودداری کرد ، از نظر حماسی و تأثیر احساسی خیره کننده بود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد. کارل چرنی ، دوست و همکار بتهوون ، بعداً به یاد آورد که یکی از تماشاگران ندا داد: “اگر متوقف شود ، من یک کرویتزر دیگر می دهم.” این شنونده تنها کسی نبود که در سالن کنسرت غرق شده بود. مخاطبانی که عادت کرده بودند موسیقی صرفاً برای سرگرمی باشد ، ناگهان با ایده جدیدی رادیکال روبرو شدند که مانند یک شاهکار ادبی ، سمفونی شماره 3 بتهون می تواند تصویر خالق خود را از جهان ارائه دهد. این مفهوم در قلب انقلاب رمانتیک قرار داشت ، که بتهوون یکی از پیروان اولیه آن بود.
چهار سال بعد ، بتهوون خود کار را در یک کنسرت خیریه در تئاتر وین وین اجرا کرد. در زمان اجرای اخیر ، فرانسه و اتریش درگیر جنگ شده بودند. فرانسوی ها وین را اشغال کرده بودند و نیروهای فرانسوی خیابان ها را پر کردند. ناپلئون در شهر بود ، اما در کنسرت شرکت نکرد. این که آیا حاکم کوچک از ارتباط اثر با خودش مطلع بوده است یا خیر ، مشخص نیست.
با اولین حرکت Allegro con brio ، بتهوون با صدای بلند شروع به کار می کند – در واقع ، دو مورد از آنها: یک جفت آکورد قوی که دروازه را دور می زند. آنچه در پی می آید موسیقی با کنتراست عالی است و صحنه های بزرگ و ملایم تر به نوبه خود ظاهر می شوند. اگر او بیشتر به انرژی و نمایشنامه متمایل است ، پس از همه ، اعلام شده است که یک کار “قهرمانانه” است و نیاز به برخی از روحیه های قاطع دارد.

با حرکت دوم ، که بتهوون خود آن را مارسیا funebre (راهپیمایی تشییع جنازه) نامید ، چرخشی تیره تر از راه می رسد. فضای سایه دار توسط رشته ها از اولین اندازه تنظیم می شود. تکنوازی های بعدی چوبی شیرینی را اضافه می کند ، اما نه نور خورشید. با این حال ، این “تشییع جنازه” بیش از آنکه ناراحت باشد ، اشک آور است و ضربات راهپیمایی قوی هرگز ایجاد نمی شود. از آنجا که این جنبش طولانی ترین جنبش از این چهار جنبش است ، ظاهراً این مفهومی است که بتهوون برای آن می خواست قوی ترین نقطه را بیان کند.

سومین حرکت Scherzo: Allegro vivace ، که بسیار کوتاهترین است ، یک پادزهر درخشان و تند برای آداجیو قبلی است. تارها و بادهای چوبی با حالت رقص در سه متر بسیار تند حرکت می کنند. در صفحات مرکزی آن ، ملودی متضادی پیدا می شود که از شاخ های شکار لذت می برد. سرانجام ، اولین ملودی باز می گردد ، تا حدی مختصر ، صحنه جشن را به پایان می رساند.

 

با پایان Allegro molto سمفونی شماره 3 بتهون، خلق و خوی بزرگ و اسرارآمیز به نوبه خود ظاهر می شود. یکی از موضوعاتی که ابتدا توسط رشته های پیتزیکاتو و بادهای چوبی استاکاتو ارائه می شود ، گسترش می یابد و به عبارات جسورانه ای تبدیل می شود که از ریتم های آن خط قبلی پیتزیکو گسترش یافته است. اگر ، همانطور که از عنوان عنوان می شود ، این یک سمفونی “قهرمانانه” است ، در اینجا رژه پیروزی است ، با برخی از صحنه های آرام تر و غزل آمیز ، گویی یک زن را که مدال ارائه می دهد برانگیخته است. بتهوون بارها و بارها در این سمفونی نشان می دهد که چگونه می توان یک ایده ملودیک را در حالات بسیار متفاوت بازسازی کرد.

01-01 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 1. Allegro Con Brio

01-02 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 2. Marcia Funebre Adagio Assai

01-03 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 3. Scherzo Allegro Vivace

01-04 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 4. Finale Allegro Molto