اگمونت بتهون دانلود Egmont, Op. 84

اگمونت بتهون دانلود Egmont, Op. 84

اگمونت بتهوون

 

Egmont, Op. 84

نکات برنامه
توسط فیلیپ هاشر

لودویگ ون بتهوون متولد 16 دسامبر 1770 ، بن ، آلمان.
درگذشت 26 مارس 1827 ، وین ، اتریش.

Egmont ، Op. 84
بتهوون برای گوته موسیقی اتفاقی ، متشکل از یک اورتور و نه عدد موسیقی ، ساخت
Egmont در 1809-10 ؛ اولین اجرا در 15 ژوئن 1810 در وین انجام شد. کار مستلزم انفرادی است
سوپرانو خواننده نقش کلر ، و ارکستری متشکل از دو فلوت و پیکولو ، دو ابوئه ، دو
کلارینت ، دو باگوت ، چهار شاخ ، دو شیپور ، تیمپانی ،

اولین اجرای کنسرت مشترک ارکستر سمفونیک شیکاگو از بتهوون
Egmont در تئاتر Auditorium در 16 و 17 دسامبر 1892 با مینی فیش به عنوان تکنواز ارائه شد.
و تئودور توماس رهبری می کند. بیشترین پاسخ ما
31 ژانویه و 1 فوریه 1902 ، با انتخاب الکتا گیفورد به عنوان تکنواز ، جورج ریدل به عنوان گوینده و تئودور
توماس هدایت می کند. ارکستر ابتدا اجرا کرد
10 ، 1945 ، با دوروتی مینور به عنوان تکنواز و رهبری اریش لینزدورف ، و اخیراً در ژوئیه
26،1984 ، با ایزولا جونز به عنوان تکنواز ، ورنر کلمپرر به عنوان گوینده ، و کورت ماسور به عنوان رهبر.

بتهوون در ماه مه 1810 با بتینا برنتانو ملاقات کرد
اگمونت گوته او دو تنظیم اخیر خود را خواند و اجرا کرد
می دانست که او دوست خوب شاعر بزرگ است. بتینا با گوته درباره آهنگساز چنین چیزی نوشت
مشتاقانه که او فوراً به او پاسخ داد و پیشنهاد کرد که بتهوون تابستان آن سال در کارلسباد با او ملاقات کند.
نامه به نامه در آن ماه ، بتینا در مورد استعداد قابل توجه بتهوون به گوته افتخار کرد
به طور خاص ، از نحوه کشف “b جدید حسی”
حتی به نقل از بتهوون می گوید: “موسیقی ، واقعاً واسطه بین زندگی ذهن و حواس است.”

ما نمی دانیم بتینا کدام یک از آثار بتهوون را می دانست (به غیر از آهنگهای گوته که او برای آنها اجرا کرد
او) ، اما چندین نمره اخیر او اتحادی هیجان انگیز از تکنیک استادانه و قدرتمند را نشان داد
بیان – سمفونی پنجم و ششم ،
کنسرتو پیانو ، و – شاید مهمتر از همه ، به دلیل آن
به عنوان فیدلیو) موسیقی اتفاقی برای گوته
اولین نمره بتهوون برای روی صحنه از آن به بعد
احساس شدت شدیدتر

در اولین نت های سخت گیرانه (و همچنین در موسیقی سریع پرشور که بلافاصله به دنبال آن می آید) ،
بتهوون در موسیقی جدیت و فوریتی غیر منتظره را منتقل می کند. داستان Egmont جدی است
مطمئناً تجارت ، زیرا این فقط داستان آزادی و آزادی ملی نیست ، بلکه قهرمانی است که می میرد
به خاطر هدف خود ، موضوعی که باعث شد بتهوون برخی از قدرتمندترین موسیقی های خود را در سراسر موسیقی خود بنویسد
حرفه. حتی در زمان بتهوون ، رویدادی که الهام بخش گوته بود
Egmont ، که رهبری مقاومت فلاندرها علیه اسپانیا بر هلند را بر عهده داشت ، سر بریده شد
بازار بروکسل در 5 ژوئن 1568. اما برای بتهوون این امر هم شخصی بود و هم به موقع ، به یاد بازار او
دارای اصل و نسب فلاندری و موازی نزدیک وضعیت سیاسی کنونی در وین ، که قبلا بوده است
از ماه مه 1809 توسط فرانسه اشغال شد. (در طول بمباران ، بتهوون در انبار برادرش پنهان شد
و سرش را با بالش پوشاند تا سر و صدا قطع شود.)

گوته در سال 1775 فقط بیست و شش ساله بود که شروع به نوشتن نمایشنامه خود درمورد Egmont کرد و تراشید.
بیست سال از سن قهرمانش – Egmont واقعی در چهل سالگی درگذشت
با قسمت (زمان با شاعر درگیر شد: تا زمان نمایش ص
چهل) بخشی از نمایش تاریخی ، بخشی داستان عاشقانه ، بخشی مطالعه شخصیت ، گوته
بتهوون مأمور نوشتن موسیقی اتفاقی برای اولین صحنه رویایی وین در سال 1810 شد
متولد 16 دسامبر 1770 ، بن ، آلمان.
درگذشت 26 مارس 1827 ، وین ، اتریش.
بتهوون برای گوته موسیقی اتفاقی ، متشکل از یک اورتور و نه عدد موسیقی ، ساخت
10؛ اولین اجرا در 15 ژوئن 1810 در وین انجام شد. کار مستلزم انفرادی است
، و ارکستری متشکل از دو فلوت و پیکولو ، دو ابو ، دو
کلارینت ، دو باگوت ، چهار شاخ ، دو شیپور ، تیمپانی و تار.
اولین اجرای کنسرت مشترک ارکستر سمفونیک شیکاگو از بتهوون
در تئاتر Auditorium در 16 و 17 دسامبر 1892 با مینی فیش به عنوان تکنواز ارائه شد
و تئودور توماس رهبری می کند. جدیدترین اجراهای کنسرت مشترک ما ارائه شد
31 ژانویه و 1 فوریه 1902 ، با انتخاب الکتا گیفورد به عنوان تکنواز ، جورج ریدل به عنوان گوینده و تئودور
توماس هدایت می کند. ارکستر ابتدا Egmont را به طور کامل در جشنواره راوینیا اجرا کرد
10 ، 1945 ، با دوروتی مینور به عنوان تکنواز و رهبری اریش لینزدورف ، و اخیراً در ژوئیه
26،1984 ، با ایزولا جونز به عنوان تکنواز ، ورنر کلمپرر به عنوان گوینده ، و کورت ماسور به عنوان رهبر.
بتهوون در ماه مه 1810 با بتینا برنتانو ملاقات کرد ، زمانی که او روی موسیقی اتفاقی خود سخت کار می کرد
او دو قطعه شعر اخیر گوته را برای او خواند و اجرا کرد ، زیرا او
می دانست که او دوست خوب شاعر بزرگ است. بتینا با گوته درباره آهنگساز چنین چیزی نوشت
asm که او بلافاصله به او پاسخ داد و پیشنهاد کرد که بتهوون با او ملاقات کند

اورتور غالباً یک شعر با لحن فشرده است و بتهوون ، مانند پیشگویی های لئونور
برای فیدلیو ، نه تنها درگیری های اصلی درام ، بلکه حل و فصل آن را نیز پیش نمایش می کند. اینجا
بتهوون ظلم و ستم حاکمیت اسپانیا (باز شدن آهسته آن بسیار جدی است) را نشان می دهد
عزم راسخ و روح سرکش ، قیام هلندی ها و سرنوشت قهرمان. (در یک
مکث غیرمنتظره نزدیک پایان – به دنبال ریتم تاکیدی افتتاحیه – حتی بتهوون
سر بریدن اگمونت را پیش بینی می کند و در طرح های خود اشاره می کند که مرگ را “می توان با سکوت بیان کرد.”)

آثار پیشرو نه تنها به عنوان واسطه های ارکستری عمل می کنند ، بلکه پیوندهای مهمی را نیز ارائه می دهند. اولین مقدمه ،
به عنوان مثال ، از پایان رسمی عمل 1 ، هنگامی که کلر خواستگار دیگر را رد می کند ، به
افتتاح دومین اقدام ، در خیابان های پر سر و صدا بروکسل. این درگیری ها فقط خلق و خو را تنظیم نمی کنند.
در دستان بتهوون ، آنها بخشی از درام می شوند. ورود سوم با صداهای “” قطع می شود
نیروهای اسپانیایی نزدیک می شوند ؛ به عنوان E.T.A. هافمن نوشت ، این اثر “کاملاً مطابقت با دراماتیک دارد
اقدامی که در پی می آید ، یعنی ترسیم وضعیت هشداردهنده شهروندان. “

کلر دارای دو آهنگ است – اولی تصور بی گناهی از پیروزی نظامی ، و دومی دیدگاه پیچیده تر
شور – و یک صحنه مرگ کاملاً ارکستری Egmont خودش در ملودرام قبل از ظهور ظاهر می شود ،
بازخوانی بخشی از آخرین سخنرانی خود بر روی موسیقی “سمفونی پیروزی” نهایی که در متن گوته مشخص شده است زنده می شود
کدهای درخشان اوتورو بتهوون ، درام را به صورت کامل در آورد.

بتهوون در بهار 1811 یک نسخه از موسیقی Egmont خود را به گوته ارسال کرد ، اما این دو نفر با یکدیگر ملاقات نکردند
تا تابستان 1812 ، زمانی که آنها زمان خود را در شهر آبگرم تپلیتز گذراندند. گوته هرگز نبود
کاملاً از نبوغ بتهوون متقاعد شده بود (او موسیقی موتزارت را ترجیح می داد) ، اما به عنوان یک همراه او
او را بدون تردید به عنوان “شخصیتی کاملاً بی رام” کنار گذاشت.

در سالهای بعد ، هنگامی که امپرساریوها می خواستند موسیقی بتهوون را بدون اجرای کل نمایش اجرا کنند –
تعهد کامل در مقیاس واگنری است – سنت روایت درام متولد شد. فرانتز
گریل پارزر ، شاعر اتریشی که سخنرانی مراسم تشییع جنازه بتهوون را در سال 1827 نوشت ، یکی از آنها را ارائه کرد
محبوب ترین این روایات ، بیشتر از کلمات خودش استفاده می کند تا از گوته. احتمالاً نسخه او بوده است
که گوته در وایمار در سال 1821 شنید ، وقتی نوشت: “این ایده ای خوشحال کننده بود که موسیقی را به
Egmont با استفاده از پیوند کوتاه گفتار به گونه ای که بتوان آن را به عنوان سخنوری اجرا کرد. ” پس از
سمفونی پیروزی ، گوته اظهار داشت که “بتهوون نیت من را با نبوغی تحسین برانگیز دنبال کرده است”.
شاید قبلاً مشکوک بودم که برای نسل های آینده Egmont با موسیقی بتهوون شناخته می شود
همانطور که در مورد شعرش…

 

سمفونی شماره 3 بتهون  BEETHOVEN Symphony No. 3

سمفونی شماره 3 بتهون BEETHOVEN Symphony No. 3

سمفونی شماره 3 بتهون

 

Symphony No. 3 in E-flat Major, Op. 55,

 

Eroica Symphony ، نام سمفونی شماره 3 بتهون در E-flat Major ، Op. 55 ، سمفونی اثر لودویگ ون بتهوون ، که به دلیل طبیعت قهرمانانه خود به عنوان سمفونی ارویکا شناخته می شود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد و برای سمفونی های آن زمان بزرگتر و نمایشی تر از معمول بود. این بزرگترین اثر بتهوون تنها ابزاری بود.
این سمفونی بناپارت نامیده می شود ، که نه کمتر از خود بتهوون اقتدار دارد. این مناسبت نامه ای بود به ناشر Breitkopf und Härtel ، ناشر لایپزیگ ، که او در 26 اوت 1804 در مورد این جدیدترین سمفونی نوشت و اظهار داشت: “من فکر می کنم این مورد علاقه عموم موسیقی را خواهد داشت.” مطمئناً ناپلئون در آن زمان نامی در اخبار بود و بتهوون از تلاشهای این مرد برای اصلاح جامعه به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار گرفت تا طبقات کارگر از برابری بیشتری برخوردار شوند. نوشتن یک سمفونی با الهام از روح کورسیکا نه تنها برای بتهوون بلکه برای عموم مردم نیز مفید بود. علاوه بر این ، در آن زمان ، بتهوون در حال برنامه ریزی تور کنسرت به فرانسه بود.
حداقل ، این زمانی بود که آهنگساز سمفونی را تکمیل کرد و آن نامه را به ناشر خود ارسال کرد. چند ماه بعد – به طور خاص در 2 دسامبر 1804 – ناپلئون خود را امپراتور فرانسه نامید. به گفته دوست و شاگردش فردیناند ریس (1784-1838) ، بتهوون با خشم از این خبر استقبال کرد: قهرمان او مستبد شده بود و آهنگساز سمفونی را به چنین شخصی اختصاص نمی دهد. آهنگساز با انزجار صفحه عنوان را از سمفونی جدا کرد و تور فرانسه را لغو کرد.
وی عنوان فرعی دیگری به سمفونی داد ، Eroica ، که بیشتر دلالت بر قهرمانی عمومی دارد تا اعمال خاص. یک کتیبه دیگر این تفکر را “برای بزرگداشت یاد یک مرد بزرگ” ساخته شده است ، ظاهراً به ناپلئون قبلی ، آن قهرمان جوان آرمانگرا که اکنون فقط در حافظه زندگی می کند ، اشاره می کند. وقتی اثر در سال 1806 منتشر شد ، نه به بناپارت ، بلکه به شاهزاده فرانتس ژوزف فون لوبکوویتز (1772-1816) ، یکی از وفادارترین حامیان بتهوون ، اختصاص یافت. این که لوبکوویتز پیشنهاد کرده بود هزینه بسیار زیادی را برای این امتیاز بپردازد ، حتی قبل از اینکه بتهوون از ناپلئون دلسرد شود ، ممکن است باعث حرکت آهنگساز شود.
در یک مد خاص ، سمفونی شماره 3 بتهون سمفونی شماره 3 ناپلئونی باقی ماند. این یک کار بسیار بلندپروازانه بود که از ماندن در محدوده خودداری کرد ، از نظر حماسی و تأثیر احساسی خیره کننده بود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد. کارل چرنی ، دوست و همکار بتهوون ، بعداً به یاد آورد که یکی از تماشاگران ندا داد: “اگر متوقف شود ، من یک کرویتزر دیگر می دهم.” این شنونده تنها کسی نبود که در سالن کنسرت غرق شده بود. مخاطبانی که عادت کرده بودند موسیقی صرفاً برای سرگرمی باشد ، ناگهان با ایده جدیدی رادیکال روبرو شدند که مانند یک شاهکار ادبی ، سمفونی شماره 3 بتهون می تواند تصویر خالق خود را از جهان ارائه دهد. این مفهوم در قلب انقلاب رمانتیک قرار داشت ، که بتهوون یکی از پیروان اولیه آن بود.
چهار سال بعد ، بتهوون خود کار را در یک کنسرت خیریه در تئاتر وین وین اجرا کرد. در زمان اجرای اخیر ، فرانسه و اتریش درگیر جنگ شده بودند. فرانسوی ها وین را اشغال کرده بودند و نیروهای فرانسوی خیابان ها را پر کردند. ناپلئون در شهر بود ، اما در کنسرت شرکت نکرد. این که آیا حاکم کوچک از ارتباط اثر با خودش مطلع بوده است یا خیر ، مشخص نیست.
با اولین حرکت Allegro con brio ، بتهوون با صدای بلند شروع به کار می کند – در واقع ، دو مورد از آنها: یک جفت آکورد قوی که دروازه را دور می زند. آنچه در پی می آید موسیقی با کنتراست عالی است و صحنه های بزرگ و ملایم تر به نوبه خود ظاهر می شوند. اگر او بیشتر به انرژی و نمایشنامه متمایل است ، پس از همه ، اعلام شده است که یک کار “قهرمانانه” است و نیاز به برخی از روحیه های قاطع دارد.

با حرکت دوم ، که بتهوون خود آن را مارسیا funebre (راهپیمایی تشییع جنازه) نامید ، چرخشی تیره تر از راه می رسد. فضای سایه دار توسط رشته ها از اولین اندازه تنظیم می شود. تکنوازی های بعدی چوبی شیرینی را اضافه می کند ، اما نه نور خورشید. با این حال ، این “تشییع جنازه” بیش از آنکه ناراحت باشد ، اشک آور است و ضربات راهپیمایی قوی هرگز ایجاد نمی شود. از آنجا که این جنبش طولانی ترین جنبش از این چهار جنبش است ، ظاهراً این مفهومی است که بتهوون برای آن می خواست قوی ترین نقطه را بیان کند.

سومین حرکت Scherzo: Allegro vivace ، که بسیار کوتاهترین است ، یک پادزهر درخشان و تند برای آداجیو قبلی است. تارها و بادهای چوبی با حالت رقص در سه متر بسیار تند حرکت می کنند. در صفحات مرکزی آن ، ملودی متضادی پیدا می شود که از شاخ های شکار لذت می برد. سرانجام ، اولین ملودی باز می گردد ، تا حدی مختصر ، صحنه جشن را به پایان می رساند.

 

با پایان Allegro molto سمفونی شماره 3 بتهون، خلق و خوی بزرگ و اسرارآمیز به نوبه خود ظاهر می شود. یکی از موضوعاتی که ابتدا توسط رشته های پیتزیکاتو و بادهای چوبی استاکاتو ارائه می شود ، گسترش می یابد و به عبارات جسورانه ای تبدیل می شود که از ریتم های آن خط قبلی پیتزیکو گسترش یافته است. اگر ، همانطور که از عنوان عنوان می شود ، این یک سمفونی “قهرمانانه” است ، در اینجا رژه پیروزی است ، با برخی از صحنه های آرام تر و غزل آمیز ، گویی یک زن را که مدال ارائه می دهد برانگیخته است. بتهوون بارها و بارها در این سمفونی نشان می دهد که چگونه می توان یک ایده ملودیک را در حالات بسیار متفاوت بازسازی کرد.

01-01 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 1. Allegro Con Brio

01-02 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 2. Marcia Funebre Adagio Assai

01-03 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 3. Scherzo Allegro Vivace

01-04 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 4. Finale Allegro Molto

سمفونی شماره 3 بتهون

 

Symphony No. 3 in E-flat Major, Op. 55,

 

Eroica Symphony ، نام سمفونی شماره 3 بتهون در E-flat Major ، Op. 55 ، سمفونی اثر لودویگ ون بتهوون ، که به دلیل طبیعت قهرمانانه خود به عنوان سمفونی ارویکا شناخته می شود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد و برای سمفونی های آن زمان بزرگتر و نمایشی تر از معمول بود. این بزرگترین اثر بتهوون تنها ابزاری بود.
این سمفونی بناپارت نامیده می شود ، که نه کمتر از خود بتهوون اقتدار دارد. این مناسبت نامه ای بود به ناشر Breitkopf und Härtel ، ناشر لایپزیگ ، که او در 26 اوت 1804 در مورد این جدیدترین سمفونی نوشت و اظهار داشت: “من فکر می کنم این مورد علاقه عموم موسیقی را خواهد داشت.” مطمئناً ناپلئون در آن زمان نامی در اخبار بود و بتهوون از تلاشهای این مرد برای اصلاح جامعه به نحو مطلوبی تحت تأثیر قرار گرفت تا طبقات کارگر از برابری بیشتری برخوردار شوند. نوشتن یک سمفونی با الهام از روح کورسیکا نه تنها برای بتهوون بلکه برای عموم مردم نیز مفید بود. علاوه بر این ، در آن زمان ، بتهوون در حال برنامه ریزی تور کنسرت به فرانسه بود.
حداقل ، این زمانی بود که آهنگساز سمفونی را تکمیل کرد و آن نامه را به ناشر خود ارسال کرد. چند ماه بعد – به طور خاص در 2 دسامبر 1804 – ناپلئون خود را امپراتور فرانسه نامید. به گفته دوست و شاگردش فردیناند ریس (1784-1838) ، بتهوون با خشم از این خبر استقبال کرد: قهرمان او مستبد شده بود و آهنگساز سمفونی را به چنین شخصی اختصاص نمی دهد. آهنگساز با انزجار صفحه عنوان را از سمفونی جدا کرد و تور فرانسه را لغو کرد.
وی عنوان فرعی دیگری به سمفونی داد ، Eroica ، که بیشتر دلالت بر قهرمانی عمومی دارد تا اعمال خاص. یک کتیبه دیگر این تفکر را “برای بزرگداشت یاد یک مرد بزرگ” ساخته شده است ، ظاهراً به ناپلئون قبلی ، آن قهرمان جوان آرمانگرا که اکنون فقط در حافظه زندگی می کند ، اشاره می کند. وقتی اثر در سال 1806 منتشر شد ، نه به بناپارت ، بلکه به شاهزاده فرانتس ژوزف فون لوبکوویتز (1772-1816) ، یکی از وفادارترین حامیان بتهوون ، اختصاص یافت. این که لوبکوویتز پیشنهاد کرده بود هزینه بسیار زیادی را برای این امتیاز بپردازد ، حتی قبل از اینکه بتهوون از ناپلئون دلسرد شود ، ممکن است باعث حرکت آهنگساز شود.
در یک مد خاص ، سمفونی شماره 3 بتهون سمفونی شماره 3 ناپلئونی باقی ماند. این یک کار بسیار بلندپروازانه بود که از ماندن در محدوده خودداری کرد ، از نظر حماسی و تأثیر احساسی خیره کننده بود. این اثر در 7 آوریل 1805 در وین به نمایش درآمد. کارل چرنی ، دوست و همکار بتهوون ، بعداً به یاد آورد که یکی از تماشاگران ندا داد: “اگر متوقف شود ، من یک کرویتزر دیگر می دهم.” این شنونده تنها کسی نبود که در سالن کنسرت غرق شده بود. مخاطبانی که عادت کرده بودند موسیقی صرفاً برای سرگرمی باشد ، ناگهان با ایده جدیدی رادیکال روبرو شدند که مانند یک شاهکار ادبی ، سمفونی شماره 3 بتهون می تواند تصویر خالق خود را از جهان ارائه دهد. این مفهوم در قلب انقلاب رمانتیک قرار داشت ، که بتهوون یکی از پیروان اولیه آن بود.
چهار سال بعد ، بتهوون خود کار را در یک کنسرت خیریه در تئاتر وین وین اجرا کرد. در زمان اجرای اخیر ، فرانسه و اتریش درگیر جنگ شده بودند. فرانسوی ها وین را اشغال کرده بودند و نیروهای فرانسوی خیابان ها را پر کردند. ناپلئون در شهر بود ، اما در کنسرت شرکت نکرد. این که آیا حاکم کوچک از ارتباط اثر با خودش مطلع بوده است یا خیر ، مشخص نیست.
با اولین حرکت Allegro con brio ، بتهوون با صدای بلند شروع به کار می کند – در واقع ، دو مورد از آنها: یک جفت آکورد قوی که دروازه را دور می زند. آنچه در پی می آید موسیقی با کنتراست عالی است و صحنه های بزرگ و ملایم تر به نوبه خود ظاهر می شوند. اگر او بیشتر به انرژی و نمایشنامه متمایل است ، پس از همه ، اعلام شده است که یک کار “قهرمانانه” است و نیاز به برخی از روحیه های قاطع دارد.

با حرکت دوم ، که بتهوون خود آن را مارسیا funebre (راهپیمایی تشییع جنازه) نامید ، چرخشی تیره تر از راه می رسد. فضای سایه دار توسط رشته ها از اولین اندازه تنظیم می شود. تکنوازی های بعدی چوبی شیرینی را اضافه می کند ، اما نه نور خورشید. با این حال ، این “تشییع جنازه” بیش از آنکه ناراحت باشد ، اشک آور است و ضربات راهپیمایی قوی هرگز ایجاد نمی شود. از آنجا که این جنبش طولانی ترین جنبش از این چهار جنبش است ، ظاهراً این مفهومی است که بتهوون برای آن می خواست قوی ترین نقطه را بیان کند.

سومین حرکت Scherzo: Allegro vivace ، که بسیار کوتاهترین است ، یک پادزهر درخشان و تند برای آداجیو قبلی است. تارها و بادهای چوبی با حالت رقص در سه متر بسیار تند حرکت می کنند. در صفحات مرکزی آن ، ملودی متضادی پیدا می شود که از شاخ های شکار لذت می برد. سرانجام ، اولین ملودی باز می گردد ، تا حدی مختصر ، صحنه جشن را به پایان می رساند.

 

با پایان Allegro molto سمفونی شماره 3 بتهون، خلق و خوی بزرگ و اسرارآمیز به نوبه خود ظاهر می شود. یکی از موضوعاتی که ابتدا توسط رشته های پیتزیکاتو و بادهای چوبی استاکاتو ارائه می شود ، گسترش می یابد و به عبارات جسورانه ای تبدیل می شود که از ریتم های آن خط قبلی پیتزیکو گسترش یافته است. اگر ، همانطور که از عنوان عنوان می شود ، این یک سمفونی “قهرمانانه” است ، در اینجا رژه پیروزی است ، با برخی از صحنه های آرام تر و غزل آمیز ، گویی یک زن را که مدال ارائه می دهد برانگیخته است. بتهوون بارها و بارها در این سمفونی نشان می دهد که چگونه می توان یک ایده ملودیک را در حالات بسیار متفاوت بازسازی کرد.

01-01 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 1. Allegro Con Brio

01-02 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 2. Marcia Funebre Adagio Assai

01-03 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 3. Scherzo Allegro Vivace

01-04 Symphony No. 3 in E flat, Op. 55, Eroica – 4. Finale Allegro Molto