سمفونی شماره 3 مندلسون SYMPHONY NO.3 mendelssohn

سمفونی شماره 3 مندلسون SYMPHONY NO.3 mendelssohn

MOVEMAN1

MOVEMAN2

MOVEMAN3

MOVEMAN4

سمفونی شماره 3 مندلسون

 

Symphony No. 3 (Mendelssohn)

 

ترکیب بندی

مندلسون در ابتدا برای ساختن این سمفونی در اولین سفر خود به بریتانیا در سال 1829 الهام گرفت. [1] [2] [3] مندلسون پس از مجموعه ای از اجراهای موفق در لندن ، به همراه دوستش کارل کلینگمن ، قدم زدن در اسکاتلند را آغاز کرد. [4] مندلسون در 30 ژوئیه از خرابه های کلیسای هیلرود در کاخ هیلرود در ادینبورگ دیدن کرد ، جایی که همانطور که با خانواده خود در نامه ای صحبت می کرد ، از الهام اولیه این قطعه استفاده کرد:

3 1در گرگ و میش عمیقی که امروز به کاخ رفتیم ، ملکه مری زندگی می کرد و عاشق آن بود … کلیسای کوچک زیر خانه بدون سقف است. علف و پیچک در آنجا و در محراب شکسته ای که مری ملکه اسکاتلند تاجگذاری کرد رشد می کند. همه چیز خراب شده ، خراب شده و آسمانهای روشن در آن جاری است. فکر می کنم در آنجا آغاز سمفونی “اسکاتلندی” خود را یافته ام. [5]

در کنار این توصیف ، مندلسون در نامه خود یک تکه کاغذ با میله های بازکننده موضوع آغازین سمفونی ضمیمه کرد. [6] چند روز بعد مندلسون و همراهش از سواحل غربی اسکاتلند و جزیره استافا دیدن کردند که به نوبه خود آهنگساز را برای شروع هبریدها الهام بخشید. [7] مندلسون پس از تکمیل اولین نسخه از هبریدها ، به کار بر روی طرح های اولیه خود از آنچه که در تور ایتالیا به سمفونی شماره 3 تبدیل می شود ، ادامه داد. [3] با این حال ، او برای پیشرفت تلاش کرد و پس از 1831 قطعه را کنار گذاشت. [3]

دقیقاً مشخص نیست که مندلسون از چه زمانی کار خود را در زمینه سمفونی از سر گرفته است (طرح ها نشان می دهد که ممکن است در اواخر دهه 1830 به اولین حرکت بازگشته باشد) اما مطمئناً تا سال 1841 به طور جدی روی این قطعه کار می کرد و در 20 ژانویه 1842 سمفونی را در برلین به پایان رساند. . [8] اگرچه این پنجمین و آخرین سمفونی مندلسون بود که تکمیل شد ، اما سومین سمفونی بود که منتشر شد و بعداً به عنوان سمفونی شماره 3 شناخته شد. [3] جالب اینجاست که علیرغم توصیف این اثر به عنوان “سمفونی اسکاتلندی” خود برای خانواده اش در سال 1829 ، تا زمان انتشار این اثر در 1842 مندلسون هرگز به طور علنی به الهام از اسکاتلندی سمفونی توجه نکرد و این که آیا او قصد دارد کار تمام شده را مورد توجه قرار دهد ، قابل بحث است. “اسکاتلندی” محسوب می شود. [9] از زمانی که منشأ اسکاتلند پس از مرگ آهنگساز مشهور شد ، مخاطبان به سختی می توانند این قطعه را به عنوان تداعی کننده مناظر وحشی رمانتیک شمال بشنوند – حتی اگر چنین ارتباطات زیبایی باعث شده است تماشاگران بسیاری از ویژگی های موسیقی دیگر را نادیده بگیرند. این سمفونی
برتر

اولین نمایش در 3 مارس 1842 در لایپزیگ گواندهاوس انجام شد.
ابزار دقیق
این اثر برای ارکستری متشکل از دو فلوت ، دو ابو ، دو کلارینت در B flat و A ، دو باگوت ، دو شاخ در C و A ، دو شاخ در E ، F و D ، دو بوق در D ، timpani و رشته های.
به طور غیر معمول ، مندلسون حرکاتی را که باید بدون وقفه انجام شود مشخص کرد و بر ارتباط بین قسمتهای سمفونی با رشد آنها از تحول موضوعی پیوسته ایده اولیه ای که او در سال 1829 ارائه کرده بود ، اشاره کرد ، که در مقدمه آهسته حرکت اول ارائه شد. 10] علیرغم این نگرانی مفرط برای وحدت موسیقی ، محدوده احساسی کار گسترده است ، شامل اولین حرکت تاریک و طوفانی ، حرکت دوم شاد و نسبتاً مختصر ، حرکتی آهسته که مبارزه ظاهری بین عشق و سرنوشت را حفظ می کند ، و پایانی که به طول می انجامد. اجزای آن از رقص محلی اسکاتلند

دومین حرکت پر جنب و جوش و آهنگین در سبک موسیقی محلی اسکاتلندی است ، با استفاده از نت های مقیاس پنج ضلعی و ریتم مشخصه ضربه محکم و ناگهانی اسکاتلندی ، اگرچه هیچ نقل قولی مستقیم تا کنون مشخص نشده است. یک ویژگی جدید در کد پایانی نهفته است ، جایی که مندلسون یک موضوع باشکوه جدید را در A major معرفی می کند تا کار را به شکلی متضاد با بقیه فینال A minor بسته کند. شبیه به سرود پیروزی و در نظر مندلسون برای اشاره به یک گروه کر مردانه ، این پایان به لحن بالادین مقدمه حرکت اول باز می گردد و مواد الهام بخش اصلی قطعه مندلسون را دوازده سال قبل تغییر داده است. [11] موسیقیدانان معاصر مانند روبرت شومان این اثر را بسیار شاعرانه دانستند ، اگرچه برخی منتقدان قرن بیستم بعداً از “پایان خوش” بیزاری نشان دادند. [12] به عنوان مثال ، رهبر اتو کلمپرر ، از این نوشیدنی خوشتان نیامد و پایان خود را در رگهایی شبیه به شخصیت کلی جنبش نوشت. [13] فایلهای ضبط شده ای از او در حال انجام هر دو پایان موجود است. [14] [15] با این حال ، حذف نوشابه ماستوسو ساختار چرخه ای پیچیده ای را که مندلسون در چهار حرکت سمفونی ایجاد کرده است از بین می برد و امروزه منتقدان تمایل بیشتری برای تشخیص سهم اصلی و ماندگار آهنگساز در سمفونی قرن نوزدهم دارند. [16]