دانلود سمفونی شماره 40 موتسارت Symphony No. 40

دانلود سمفونی شماره 40 موتسارت Symphony No. 40

سمفونی شماره 40 موتسارت

 

Symphony No. 40 in G Minor, K. 550

 

سمفونی شماره 40 در G Minor ، K. 550 ، سمفونی ولفگانگ آمادئوس موتسارت. این آهنگ که در سال 1788 سروده شده ، یکی از دو سمفونی است که او با کلیدهای جزئی نوشت و نشان دهنده علاقه او به جنبش هنری معروف به Sturm und Drang (طوفان و استرس) است که در آن احساسات تیره تر و قوی تری به نمایش گذاشته شد.
سال 1788 برای موتزارت سال تاریکی بود. تماشاگران وینی تمایل چندانی به شنیدن کنسرت ها و رسیتال های او نداشتند ، صورت حساب ها روی هم انباشته شد و دختر نوزادش ترسیا تازه فوت کرده بود. نامه ها به دوستان نشان می دهد که او برای دیدن فراتر از سایه مشکل داشت ، و برخی معتقدند که این واقعیت بر این سمفونی غیرعادی اضطراب آور تأثیر گذاشته است.

با این وجود ، بیش از غم های روزانه یک نفر در محل کار وجود دارد. در این برهه از تاریخ ، آهنگسازان آلمانی و اتریشی به طور فزاینده ای به جنبش Sturm und Drang (طوفان و استرس) کشیده شدند ، مکتبی که بر هنرمندان و نویسندگان نیز تأثیر گذاشت. در پاسخ ، آهنگسازان شروع به تولید آثاری کردند که بیان شنیدنی عصبانیت بود. هایدن سمفونی Sturm und Drang را نوشت ، غالباً در کلید g minor که موتزارت در اینجا از آن استفاده می کند. یوهان کریستین باخ ساکن لندن ، کوچکترین پسر یوهان سباستین بزرگ ، نیز چنین کرد و این باخ کوچکتر در سفر طولانی مدت جوانان به انگلستان بر موتزارت قبل از نوجوانی تأثیر زیادی گذاشته بود. در این فضا ، تعجبی ندارد که موتزارت نیز حداقل در مواقعی به کلیدهای جزئی روی آورده است. سمفونی شماره 40 ثابت می کند که این مرد که موسیقی او به راحتی می تواند لذت را برانگیزد ، می تواند اشک را نیز برانگیزد.

با این حال ، این تنها یکی از سه سمفونی است که موتزارت تابستان امسال می نویسد ، ظاهراً در نهایت چشم انداز تور کنسرت به لندن. دو سمفونی دیگر – نه. 39 در E-flat Major و شماره 41 در C Major-طبیعت روشن و آفتابی دارند. ممکن است تصور شود که موتزارت احساسات تلخ خود را در این اثر بارگذاری کرده است ، اگرچه حتی در اینجا ، همه چیز غم نیست. این آهنگساز در هیچ مقطعی از حرفه خود اجازه نمی دهد موسیقی در روحیه هوشیار مدت زیادی بماند.
از اشتراک Britannica Premium برخوردار شوید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید.
در حال حاضر مشترک شوید

اولین حرکت مولتو آلگرو بیشتر آه های شاکی را ایجاد می کند ، اگرچه ملودی های ملایم و ملایم نیز ظاهر می شوند و حتی گاهی اوقات شادی را سرازیر می کند. حرکت دوم آندانت به آرامی ظریف است ، انگار شب آرام مهتابی است. در اینجا ، موتزارت به طور کلی سایه های کلیدهای جزئی را به نفع کلیدهای اصلی روشن تر کنار می گذارد.

حرکت سوم Minuet و Trio تاریکی و همچنین نور را ارائه می دهد ، قسمت های تاریک به شدت قاطعانه و روشن ترین آنها شیرین تر است. در فینال Allegro assai ، موتزارت به تمرکز عمومی بر روی حالات جدی تر برمی گردد ، که اغلب به نوبه خود فوری و ناراحت کننده است. در میانه جنبش ، بخشهای مختلف ارکستر به طور همزمان خود را با ایده های ملودیک متفاوتی درگیر می کنند ، همه در ترکیب پیچیده ای ترکیب شده اند. در آخرین صفحات ، تنش در همه جا وجود دارد ، اگرچه هرگز کاملاً خشمگین نیست. کمبود خنده با وجود خشم یکسان نیست.

سمفونی شماره 40 موتسارت

 

Symphony No. 40 in G Minor, K. 550

 

سمفونی شماره 40 در G Minor ، K. 550 ، سمفونی ولفگانگ آمادئوس موتسارت. این آهنگ که در سال 1788 سروده شده ، یکی از دو سمفونی است که او با کلیدهای جزئی نوشت و نشان دهنده علاقه او به جنبش هنری معروف به Sturm und Drang (طوفان و استرس) است که در آن احساسات تیره تر و قوی تری به نمایش گذاشته شد.
سال 1788 برای موتزارت سال تاریکی بود. تماشاگران وینی تمایل چندانی به شنیدن کنسرت ها و رسیتال های او نداشتند ، صورت حساب ها روی هم انباشته شد و دختر نوزادش ترسیا تازه فوت کرده بود. نامه ها به دوستان نشان می دهد که او برای دیدن فراتر از سایه مشکل داشت ، و برخی معتقدند که این واقعیت بر این سمفونی غیرعادی اضطراب آور تأثیر گذاشته است.

با این وجود ، بیش از غم های روزانه یک نفر در محل کار وجود دارد. در این برهه از تاریخ ، آهنگسازان آلمانی و اتریشی به طور فزاینده ای به جنبش Sturm und Drang (طوفان و استرس) کشیده شدند ، مکتبی که بر هنرمندان و نویسندگان نیز تأثیر گذاشت. در پاسخ ، آهنگسازان شروع به تولید آثاری کردند که بیان شنیدنی عصبانیت بود. هایدن سمفونی Sturm und Drang را نوشت ، غالباً در کلید g minor که موتزارت در اینجا از آن استفاده می کند. یوهان کریستین باخ ساکن لندن ، کوچکترین پسر یوهان سباستین بزرگ ، نیز چنین کرد و این باخ کوچکتر در سفر طولانی مدت جوانان به انگلستان بر موتزارت قبل از نوجوانی تأثیر زیادی گذاشته بود. در این فضا ، تعجبی ندارد که موتزارت نیز حداقل در مواقعی به کلیدهای جزئی روی آورده است. سمفونی شماره 40 ثابت می کند که این مرد که موسیقی او به راحتی می تواند لذت را برانگیزد ، می تواند اشک را نیز برانگیزد.

با این حال ، این تنها یکی از سه سمفونی است که موتزارت تابستان امسال می نویسد ، ظاهراً در نهایت چشم انداز تور کنسرت به لندن. دو سمفونی دیگر – نه. 39 در E-flat Major و شماره 41 در C Major-طبیعت روشن و آفتابی دارند. ممکن است تصور شود که موتزارت احساسات تلخ خود را در این اثر بارگذاری کرده است ، اگرچه حتی در اینجا ، همه چیز غم نیست. این آهنگساز در هیچ مقطعی از حرفه خود اجازه نمی دهد موسیقی در روحیه هوشیار مدت زیادی بماند.
از اشتراک Britannica Premium برخوردار شوید و به محتوای اختصاصی دسترسی پیدا کنید.
در حال حاضر مشترک شوید

اولین حرکت مولتو آلگرو بیشتر آه های شاکی را ایجاد می کند ، اگرچه ملودی های ملایم و ملایم نیز ظاهر می شوند و حتی گاهی اوقات شادی را سرازیر می کند. حرکت دوم آندانت به آرامی ظریف است ، انگار شب آرام مهتابی است. در اینجا ، موتزارت به طور کلی سایه های کلیدهای جزئی را به نفع کلیدهای اصلی روشن تر کنار می گذارد.

حرکت سوم Minuet و Trio تاریکی و همچنین نور را ارائه می دهد ، قسمت های تاریک به شدت قاطعانه و روشن ترین آنها شیرین تر است. در فینال Allegro assai ، موتزارت به تمرکز عمومی بر روی حالات جدی تر برمی گردد ، که اغلب به نوبه خود فوری و ناراحت کننده است. در میانه جنبش ، بخشهای مختلف ارکستر به طور همزمان خود را با ایده های ملودیک متفاوتی درگیر می کنند ، همه در ترکیب پیچیده ای ترکیب شده اند. در آخرین صفحات ، تنش در همه جا وجود دارد ، اگرچه هرگز کاملاً خشمگین نیست. کمبود خنده با وجود خشم یکسان نیست.

[wpdm_package id='220333']
[wpdm_package id='220334']
[wpdm_package id='220327']
[wpdm_package id='220328']

دانلود فلوت جادویی موتسارت The Magic Flute

دانلود فلوت جادویی موتسارت The Magic Flute

فلوت سحرآمیز موتسارت
فلوت سحرآمیز موتسارت

فلوت جادویی موتسارت

 

The Magic Flute

opera by Mozart

 

فلوت جادویی ، آلمانی Die Zauberflöte ، در دو اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت ، با لیبرتو آلمانی توسط بازیگر و تهیه کننده تئاتر اتریشی ، امانوئل شیکاندر ، می خواند. این اپرا ، آخرین موتزارت ، در تئاتر روستایی auf der Wieden در نزدیکی وین در 30 سپتامبر 1791 ، نه چندان دور قبل از مرگ موتزارت در 5 دسامبر ، نمایش داده شد.

 

زمینه و زمینه

در یک سطح ، فلوت جادویی یک افسانه ساده در مورد دختری است که در تنگنا است و شاهزاده خوش تیپی که او را نجات می دهد. اما در زیر سطح ، قطعه بسیار پیچیده تر است. این یک تمثیل از جستجوی خرد و روشنگری است که از طریق نمادهای فراماسونری ارائه شده است. موتزارت و شیکاندر هر دو فراماسونر بودند. واضح ترین نماد ماسونی شماره سه است: در میان بازیگران سه پسر ، سه خانم و سه برده وجود دارد و قطعات موسیقی دارای سه آکورد (مانند مواردی که شروع به معاشرت می کنند) یا سه مصراع ، در موارد دیگر است.

موسیقی فلوت جادویی این نمایشنامه را از نزدیک برجسته می کند. موتزارت از سبک های مختلف موسیقی برای به تصویر کشیدن شخصیت های خود استفاده کرد. پرنده گیر Folksy Papageno-نقشی که ابتدا توسط خود شیکاندر ایفا شد-و معشوقه او که بعداً ظاهر شد (نام پاپاگنا) (نامها از کلمه آلمانی “طوطی” گرفته شده است) دارای ملودی های بی تکلف و عامیانه هستند. در مقابل ، ملکه فریبنده شب به عنوان یک رنگ آمیزی ایتالیایی به تصویر کشیده شده است که هم در تاریخ نگاری صوتی و هم احساسی مشغول است. (این نقش ، که برای خواهر شوهر موتزارت نوشته شده است ، جوزفا هوفر ، در محافل اپرا به عنوان بالاترین و شاید دشوارترین آهنگسازی شناخته شده است ، با آواز سبک ، سریع رنگ آمیزی و فواصل زیاد بین صحنه های متوالی.) برای عاشقان جوان Tamino و پامینا ، موتزارت موسیقی را ساختند که عاشقانه و درعین حال هماهنگ و پیشرو است ، و در مواقعی از یک خط آوازی رنگی غیرمعمول استفاده می کرد. استفاده از موسیقی برای تقویت شخصیت به موتزارت اجازه داد تا شخصیت هایی را خلق کند که همچنان در حرکت تماشاگران مدرن است.

مانند چند اپرای آلمانی زبان دیگر موتزارت-از جمله Die Entführung aus dem Serail ، The Abduction from the Seraglio-فلوت سحرآمیز یک آهنگ خواننده است ، شکلی که شامل گفتگوی گفتاری بین اعداد موسیقی است. (همچنین به اپرتا مراجعه کنید.) آثار ترکیب کلمات گفتاری و متن خوانده شده به زبانهای محلی-آلمانی ، فرانسوی و انگلیسی-نسبتاً متداول بود و این آثار با دسترسی بیشتر دوره هایی از محبوبیت محلی زیادی داشتند. فلوت جادویی که از ابتدا موفقیت آمیز بود ، همچنان در صحنه های اپرای جهان ظاهر می شود.

تنظیمات و خلاصه داستان
عمل کنید

صحنه 1. شاهزاده تامینو ، گم شده در جنگل وحشی ، توسط یک مار غول پیکر تعقیب می شود. او سقوط می کند. سه خانم ، که به ملکه شب خدمت می کنند ، ظاهر می شوند و هیولا را می کشند. آنها Tamino ناخودآگاه را جذاب می دانند و در مورد اینکه چه کسی از او محافظت می کند بحث می کنند در حالی که دیگران به ملکه شب گزارش می دهند. نمی توانند تصمیم بگیرند ، همه آنها را ترک می کنند. پاپاگنو ، پرنده گیر وارد می شود و شادی های حرفه خود و تمایل خود را برای زن می خواند. تامینو به هوش می آید و پاپاگنو ادعا می کند که خود مار را خفه کرده است. سه خانم دوباره ظاهر می شوند و دهانش را به خاطر دروغ قفل می کنند. آنها تصویری از پامینا را به تامینو نشان می دهند. او در نگاه اول عاشق می شود ملکه می رسد. او به تامینو می گوید که پامینا دخترش است که توسط ساراسترو شیطانی اسیر شده است. او تمینو را متقاعد می کند تا پامینا را نجات دهد و در صورت موفقیت دست او را قول می دهد. سه خانم به تامینو یک فلوت جادویی می دهند و پاپاگنو مجموعه ای از زنگ های جادویی را برای محافظت از آنها در سفر خود. سه روح آنها را به معبد ساراسترو راهنمایی می کند.

صحنه 2. در کاخ ساراسترو ، برده او مونوستاتوس در تلاش است تا با ظاهر شدن پاپاگنو ، پامینا را مورد آزار و اذیت قرار دهد. مونوستاتوس و پاپاگنو از یکدیگر وحشت دارند و فرار می کنند. اما پاپاگنو برمی گردد و به پامینا اطمینان می دهد که مادرش تامینو را برای کمک به او فرستاده است. او بسیار خوشحال می شود که می فهمد تامینو او را دوست دارد و با اشتیاق پاپاگنو برای همسر ابراز همدردی می کند. با هم می روند.

صحنه 3. سه روح ، Tamino را به بیشه معبد Sarastro می رسانند. تامینو در ابتدا به دنبال ورود به معابد عقل و طبیعت رد می شود ، اما سخنران معبد حکمت به او نشان می دهد که ساراسترو خوب است ، نه شر. تامینو وقتی فهمید که پامینا زنده است ، فلوت جادویی خود را برای احضار پامینا و پاپاگنو می نوازد. صداهای آن حیوانات را اهلی می کند پاپاگنو با لوله های خود جواب می دهد و تامینو با عجله به دنبال آنها می رود.

صحنه 4. وقتی پاپاگنو و پامینا توسط مونوستاتوس و برده های دیگرش اسیر می شوند ، در حال حرکت به سمت تامینو هستند. پاپاگنو با استفاده از زنگ های جادویی خود ، دشمنان خود را مسحور می کند و آنها را مجبور به رقص دور می کند. ساراسترو و رویکرد اطرافیانش. پامینا به پاپاگنو اطمینان می دهد و به او می گوید که آنها باید حقیقت را به ساراسترو بگویند. او به ساراسترو اعتراف می کند که بخاطر توجه مونوستاتوس سعی کرده فرار کند. ساراسترو مهربان است ، اما می گوید نمی تواند به او آزادی بدهد ، زیرا او به راهنمایی مرد نیاز دارد. Monostatos اکنون با Tamino به عنوان زندانی خود وارد می شود. تامینو و پامینا برای اولین بار یکدیگر را می بینند و در آغوش یکدیگر می شتابند و باعث تعجب پیروان ساراسترو می شود. مونوستاتوس به دنبال پاداش است ، اما در عوض ساراسترو او را به خاطر شهوت پس از پامینا مجازات می کند. ساراسترو تامینو و پاپاگنو را به معبد هدایت می کند.
قانون دوم

صحنه 1. ساراسترو با شورای خود ملاقات می کند. آنها تصمیم می گیرند که تامینو و پامینا باید ازدواج کنند و تامینو جانشین ساراسترو به عنوان رهبر آنها می شود ، مشروط بر اینکه او آزمایشات تعیین شده توسط آیین باستانی را پشت سر بگذارد. ساراسترو برای ایسیس و اوزیریس دعا می کند و از آنها می خواهد که از تامینو و پامینا محافظت کنند.

صحنه 2. یک کشیش به تامینو هشدار می دهد که این آخرین شانس او ​​برای بازگشت است ، اما تامینو مصمم به ادامه کار است. پاپاگنو علاقه ای به آزمایشات ندارد. تنها چیزی که او می خواهد غذا ، شراب و همسر است. کشیش پاسخ می دهد که تنها در صورتی که تحت آزمایش قرار گیرد ، همسر می گیرد. در اولین محاکمه ، Tamino و Papageno نباید با کسی صحبت کنند. سه خانم می آیند و سعی می کنند آنها را وادار به صحبت کنند. پاپاگنو نمی تواند در برابر پاسخ دادن مقاومت کند ، اما تامینو ثابت قدم است. کشیش ها تمینو را تحسین می کنند اما پاپاگنو را سرزنش می کنند ، او نمی فهمد چرا اگر ساراسترو قبلاً برایش همسر پیدا کرده است ، مجبور است این آزمایشات را پشت سر بگذارد.

صحنه 3. مونوستاتوس به پامینای خوابیده نزدیک می شود و در آستانه بوسیدن اوست وقتی ملکه شب ، که قبلاً دیده نشده بود ، او را می ترساند. به دنبال قدرتی که فقط در صورت مرگ ساراسترو می تواند به او دست یابد ، ملکه پامینا را بیدار می کند و یک خنجر به او می دهد و به او دستور می دهد ساراسترو را بکشد. پس از رفتن ملکه ، مونوستاتوس سعی می کند با تهدید به افشای نقشه قتل ، پامینا را باج گیری کند ، اما ساراسترو او را رانده و به پامینا اطمینان می دهد.

صحنه 4. تامینو و پاپاگنو در حال آزمایش دوم سکوت هستند. پیرزنی وارد می شود که آب حمل می کند. او می گوید که 18 سال و 2 دقیقه دارد. پاپاگنو در ابتدا معتقد است منظور وی 80 است ، اما پیرزن اصرار دارد که او 18 ساله است. او پاسخ می دهد که دارد ، و اسمش پاپاگنو است. سپس او ناپدید می شود. پامینا وارد می شود و سعی می کند با تامینو صحبت کند ، اما او از پاسخگویی خودداری می کند. او با ناامیدی می رود.

صحنه 5. در اتاق شورا ، کشیشان موفقیت تامینو را جشن می گیرند. ساراسترو پامینا و تامینو را برای محاکمه نهایی آنها جدا می کند.

صحنه 6. پاپاگنو ، که هنوز مشتاق همسر است ، زنگ های جادویی خود را می نوازد. پیرزن دوباره ظاهر می شود و از او می خواهد که قول ازدواج با او را بدهد ، وگرنه برای همیشه تنها خواهد ماند. پاپاگنو با اکراه موافقت می کند. او بلافاصله به یک دختر زیبا تبدیل می شود: Papagena. وقتی پاپاگنو می دوید تا او را در آغوش بگیرد ، کشیش ها او را می ترسانند.

صحنه 7. سه روح در حیاط به پامینا می آیند. او هست

 

فلوت جادویی موتسارت

 

The Magic Flute

opera by Mozart

 

فلوت جادویی ، آلمانی Die Zauberflöte ، در دو اثر ولفگانگ آمادئوس موتسارت ، با لیبرتو آلمانی توسط بازیگر و تهیه کننده تئاتر اتریشی ، امانوئل شیکاندر ، می خواند. این اپرا ، آخرین موتزارت ، در تئاتر روستایی auf der Wieden در نزدیکی وین در 30 سپتامبر 1791 ، نه چندان دور قبل از مرگ موتزارت در 5 دسامبر ، نمایش داده شد.

زمینه و زمینه

در یک سطح ، فلوت جادویی یک افسانه ساده در مورد دختری است که در تنگنا است و شاهزاده خوش تیپی که او را نجات می دهد. اما در زیر سطح ، قطعه بسیار پیچیده تر است. این یک تمثیل از جستجوی خرد و روشنگری است که از طریق نمادهای فراماسونری ارائه شده است. موتزارت و شیکاندر هر دو فراماسونر بودند. واضح ترین نماد ماسونی شماره سه است: در میان بازیگران سه پسر ، سه خانم و سه برده وجود دارد و قطعات موسیقی دارای سه آکورد (مانند مواردی که شروع به معاشرت می کنند) یا سه مصراع ، در موارد دیگر است.

موسیقی فلوت جادویی این نمایشنامه را از نزدیک برجسته می کند. موتزارت از سبک های مختلف موسیقی برای به تصویر کشیدن شخصیت های خود استفاده کرد. پرنده گیر Folksy Papageno-نقشی که ابتدا توسط خود شیکاندر ایفا شد-و معشوقه او که بعداً ظاهر شد (نام پاپاگنا) (نامها از کلمه آلمانی “طوطی” گرفته شده است) دارای ملودی های بی تکلف و عامیانه هستند. در مقابل ، ملکه فریبنده شب به عنوان یک رنگ آمیزی ایتالیایی به تصویر کشیده شده است که هم در تاریخ نگاری صوتی و هم احساسی مشغول است. (این نقش ، که برای خواهر شوهر موتزارت نوشته شده است ، جوزفا هوفر ، در محافل اپرا به عنوان بالاترین و شاید دشوارترین آهنگسازی شناخته شده است ، با آواز سبک ، سریع رنگ آمیزی و فواصل زیاد بین صحنه های متوالی.) برای عاشقان جوان Tamino و پامینا ، موتزارت موسیقی را ساختند که عاشقانه و درعین حال هماهنگ و پیشرو است ، و در مواقعی از یک خط آوازی رنگی غیرمعمول استفاده می کرد. استفاده از موسیقی برای تقویت شخصیت به موتزارت اجازه داد تا شخصیت هایی را خلق کند که همچنان در حرکت تماشاگران مدرن است.

مانند چند اپرای آلمانی زبان دیگر موتزارت-از جمله Die Entführung aus dem Serail ، The Abduction from the Seraglio-فلوت سحرآمیز یک آهنگ خواننده است ، شکلی که شامل گفتگوی گفتاری بین اعداد موسیقی است. (همچنین به اپرتا مراجعه کنید.) آثار ترکیب کلمات گفتاری و متن خوانده شده به زبانهای محلی-آلمانی ، فرانسوی و انگلیسی-نسبتاً متداول بود و این آثار با دسترسی بیشتر دوره هایی از محبوبیت محلی زیادی داشتند. فلوت جادویی که از ابتدا موفقیت آمیز بود ، همچنان در صحنه های اپرای جهان ظاهر می شود.

تنظیمات و خلاصه داستان
عمل کنید

صحنه 1. شاهزاده تامینو ، گم شده در جنگل وحشی ، توسط یک مار غول پیکر تعقیب می شود. او سقوط می کند. سه خانم ، که به ملکه شب خدمت می کنند ، ظاهر می شوند و هیولا را می کشند. آنها Tamino ناخودآگاه را جذاب می دانند و در مورد اینکه چه کسی از او محافظت می کند بحث می کنند در حالی که دیگران به ملکه شب گزارش می دهند. نمی توانند تصمیم بگیرند ، همه آنها را ترک می کنند. پاپاگنو ، پرنده گیر وارد می شود و شادی های حرفه خود و تمایل خود را برای زن می خواند. تامینو به هوش می آید و پاپاگنو ادعا می کند که خود مار را خفه کرده است. سه خانم دوباره ظاهر می شوند و دهانش را به خاطر دروغ قفل می کنند. آنها تصویری از پامینا را به تامینو نشان می دهند. او در نگاه اول عاشق می شود ملکه می رسد. او به تامینو می گوید که پامینا دخترش است که توسط ساراسترو شیطانی اسیر شده است. او تمینو را متقاعد می کند تا پامینا را نجات دهد و در صورت موفقیت دست او را قول می دهد. سه خانم به تامینو یک فلوت جادویی می دهند و پاپاگنو مجموعه ای از زنگ های جادویی را برای محافظت از آنها در سفر خود. سه روح آنها را به معبد ساراسترو راهنمایی می کند.

صحنه 2. در کاخ ساراسترو ، برده او مونوستاتوس در تلاش است تا با ظاهر شدن پاپاگنو ، پامینا را مورد آزار و اذیت قرار دهد. مونوستاتوس و پاپاگنو از یکدیگر وحشت دارند و فرار می کنند. اما پاپاگنو برمی گردد و به پامینا اطمینان می دهد که مادرش تامینو را برای کمک به او فرستاده است. او بسیار خوشحال می شود که می فهمد تامینو او را دوست دارد و با اشتیاق پاپاگنو برای همسر ابراز همدردی می کند. با هم می روند.

صحنه 3. سه روح ، Tamino را به بیشه معبد Sarastro می رسانند. تامینو در ابتدا به دنبال ورود به معابد عقل و طبیعت رد می شود ، اما سخنران معبد حکمت به او نشان می دهد که ساراسترو خوب است ، نه شر. تامینو وقتی فهمید که پامینا زنده است ، فلوت جادویی خود را برای احضار پامینا و پاپاگنو می نوازد. صداهای آن حیوانات را اهلی می کند پاپاگنو با لوله های خود جواب می دهد و تامینو با عجله به دنبال آنها می رود.

صحنه 4. وقتی پاپاگنو و پامینا توسط مونوستاتوس و برده های دیگرش اسیر می شوند ، در حال حرکت به سمت تامینو هستند. پاپاگنو با استفاده از زنگ های جادویی خود ، دشمنان خود را مسحور می کند و آنها را مجبور به رقص دور می کند. ساراسترو و رویکرد اطرافیانش. پامینا به پاپاگنو اطمینان می دهد و به او می گوید که آنها باید حقیقت را به ساراسترو بگویند. او به ساراسترو اعتراف می کند که بخاطر توجه مونوستاتوس سعی کرده فرار کند. ساراسترو مهربان است ، اما می گوید نمی تواند به او آزادی بدهد ، زیرا او به راهنمایی مرد نیاز دارد. Monostatos اکنون با Tamino به عنوان زندانی خود وارد می شود. تامینو و پامینا برای اولین بار یکدیگر را می بینند و در آغوش یکدیگر می شتابند و باعث تعجب پیروان ساراسترو می شود. مونوستاتوس به دنبال پاداش است ، اما در عوض ساراسترو او را به خاطر شهوت پس از پامینا مجازات می کند. ساراسترو تامینو و پاپاگنو را به معبد هدایت می کند.
قانون دوم

صحنه 1. ساراسترو با شورای خود ملاقات می کند. آنها تصمیم می گیرند که تامینو و پامینا باید ازدواج کنند و تامینو جانشین ساراسترو به عنوان رهبر آنها می شود ، مشروط بر اینکه او آزمایشات تعیین شده توسط آیین باستانی را پشت سر بگذارد. ساراسترو برای ایسیس و اوزیریس دعا می کند و از آنها می خواهد که از تامینو و پامینا محافظت کنند.

صحنه 2. یک کشیش به تامینو هشدار می دهد که این آخرین شانس او ​​برای بازگشت است ، اما تامینو مصمم به ادامه کار است. پاپاگنو علاقه ای به آزمایشات ندارد. تنها چیزی که او می خواهد غذا ، شراب و همسر است. کشیش پاسخ می دهد که تنها در صورتی که تحت آزمایش قرار گیرد ، همسر می گیرد. در اولین محاکمه ، Tamino و Papageno نباید با کسی صحبت کنند. سه خانم می آیند و سعی می کنند آنها را وادار به صحبت کنند. پاپاگنو نمی تواند در برابر پاسخ دادن مقاومت کند ، اما تامینو ثابت قدم است. کشیش ها تمینو را تحسین می کنند اما پاپاگنو را سرزنش می کنند ، او نمی فهمد چرا اگر ساراسترو قبلاً برایش همسر پیدا کرده است ، مجبور است این آزمایشات را پشت سر بگذارد.

صحنه 3. مونوستاتوس به پامینای خوابیده نزدیک می شود و در آستانه بوسیدن اوست وقتی ملکه شب ، که قبلاً دیده نشده بود ، او را می ترساند. به دنبال قدرتی که فقط در صورت مرگ ساراسترو می تواند به او دست یابد ، ملکه پامینا را بیدار می کند و یک خنجر به او می دهد و به او دستور می دهد ساراسترو را بکشد. پس از رفتن ملکه ، مونوستاتوس سعی می کند با تهدید به افشای نقشه قتل ، پامینا را باج گیری کند ، اما ساراسترو او را رانده و به پامینا اطمینان می دهد.

صحنه 4. تامینو و پاپاگنو در حال آزمایش دوم سکوت هستند. پیرزنی وارد می شود که آب حمل می کند. او می گوید که 18 سال و 2 دقیقه دارد. پاپاگنو در ابتدا معتقد است منظور وی 80 است ، اما پیرزن اصرار دارد که او 18 ساله است. او پاسخ می دهد که دارد ، و اسمش پاپاگنو است. سپس او ناپدید می شود. پامینا وارد می شود و سعی می کند با تامینو صحبت کند ، اما او از پاسخگویی خودداری می کند. او با ناامیدی می رود.

صحنه 5. در اتاق شورا ، کشیشان موفقیت تامینو را جشن می گیرند. ساراسترو پامینا و تامینو را برای محاکمه نهایی آنها جدا می کند.

صحنه 6. پاپاگنو ، که هنوز مشتاق همسر است ، زنگ های جادویی خود را می نوازد. پیرزن دوباره ظاهر می شود و از او می خواهد که قول ازدواج با او را بدهد ، وگرنه برای همیشه تنها خواهد ماند. پاپاگنو با اکراه موافقت می کند. او بلافاصله به یک دختر زیبا تبدیل می شود: Papagena. وقتی پاپاگنو می دوید تا او را در آغوش بگیرد ، کشیش ها او را می ترسانند.

صحنه 7. سه روح در حیاط به پامینا می آیند. او هست

[wpdm_package id='2149']
[wpdm_package id='2143']
[wpdm_package id='2080']