چایکوفسکی دانلود بهترین آثار و زندگی‌نامه

چایکوفسکی دانلود بهترین آثار و زندگی‌نامه

چایکوفسکی

 

Pyotr Ilyich Tchaikovsky

BIOGRAPHY

زندگی نامه‌ی چایکوفسکی

 چایکوفسکی را که به طور کامل به عنوان پیتر ایلیچ چایکوفسکی نامگذاری شده است ، (متولد 25 آوریل [7 مه ، سبک جدید] ، 1840 ، ووتکینسک ، روسیه – درگذشت 25 اکتبر [6 نوامبر] 1893) ، سن پترزبورگ) ، محبوب ترین آهنگساز روسی در تمام دوران. موسیقی چایکوفسکی به دلیل ملودی های دلنشین و دل باز ، هارمونی های چشمگیر و ارکسترهای رنگارنگ و زیبا ، که همگی واکنش احساسی عمیقی را برانگیخته ، همواره برای عموم مردم جذابیت زیادی داشته است. آثار چایکوفسکی شامل 7 سمفونی ، 11 اپرا ، 3 باله ، 5 سوئیت ، 3 کنسرتو پیانو ، کنسرتوی ویولن ، 11 اورتور (به طور دقیق ، 3 اورتور و 8 اثر ارکستر برنامه ای تک حرکتی) ، 4 کانتاتا ، 20 اثر کرال ، 3 کوارتت زهی ، یک سکست زهی ، و بیش از 100 آهنگ و قطعه پیانو.

چایکوفسکی

سال های اول

چایکوفسکی دومین فرزند از شش فرزند بازمانده ایلیا چایکوفسکی ، مدیر کارهای فلزی کامسکو ووتکینسک و الکساندرا آسیر ، از نوادگان مهاجران فرانسوی بود. او از کودکی علاقه ای آشکار به موسیقی نشان داد و اولین تأثیرات موسیقی او از یک ارکسترینا در خانه خانواده بود. در چهار سالگی چایکوقسکی اولین تلاش ثبت شده خود را برای آهنگسازی انجام داد ، ترانه ای که با خواهر کوچکترش الکساندرا سروده شد. در سال 1845 او با یک معلم محلی درس پیانو را شروع کرد و از طریق آن با مازورکهای فردریک شوپن و قطعات پیانو فردریش کالکبرنر آشنا شد. از آنجایی که آموزش موسیقی در موسسات روسی در آن زمان وجود نداشت ، والدین چایکوفسکی به این فکر نکرده بودند که فرزندشان ممکن است حرفه ای موسیقی را دنبال کند. در عوض ، آنها تصمیم گرفتند که پسر قوی و حساس را برای مشاغل در خدمات دولتی آماده کنند.

در سال 1850 چایکوفسکی وارد مدرسه فقهی امپریالیستی فقه در سن پترزبورگ شد ، یک موسسه شبانه روزی برای پسران جوان ، که 9 سال در آنجا گذراند. او دانش آموزی سخت کوش و موفق بود که در بین همسالانش محبوب بود. در همان زمان چایکوفسکی در این محیط کاملاً مردانه روابط عاطفی شدید با چندین همکلاسی خود ایجاد کرد.

در سال 1854 مادر چایکوفسکی قربانی وبا شد و درگذشت. در آخرین سالهای پسربچه در مدرسه ، پدر چایکوفسکی سرانجام به حرفه پسرش پی برد و از معلم حرفه ای رودلف كوندینگر دعوت كرد تا به او درس پیانو بدهد. در 17 سالگی چایکوفسکی تحت تأثیر مربی آواز ایتالیایی لوئیجی پیچیولی قرار گرفت ، اولین فردی که از استعدادهای موسیقی خود قدردانی کرد و پس از آن چایکوفسکی علاقه مادام العمر به موسیقی ایتالیایی ایجاد کرد. دون جیووانی ولفگانگ آمادئوس موتزارت افشاگری دیگری را اثبات کرد که بر ذائقه موسیقی او تأثیر زیادی گذاشت. در تابستان 1861 او برای اولین بار به خارج از روسیه سفر کرد و از آلمان ، فرانسه و انگلیس دیدن کرد و در اکتبر همان سال شروع به شرکت در کلاس های موسیقی کرد که توسط انجمن موسیقی روسی به تازگی تأسیس شده بود. هنگامی که کنسرواتوار سن پترزبورگ پاییز بعد افتتاح شد ، چایکوفسکی جزو اولین شاگردان آن بود. پس از تصمیم برای وقف زندگی خود به موسیقی ، وی از وزارت دادگستری استعفا داد ، جایی که به عنوان کارمند مشغول به کار بود.

چایکوفسکی نزدیک به سه سال در هنرستان سن پترزبورگ گذراند و با نیکولای زارمبا هارمونی و نقطه مقابل و آهنگسازی و سازسازی را با آنتون روبینشتاین آموخت. یکی از اولین کارهای ارکستری او یک اورتور با عنوان طوفان (آهنگساز 1864) بود ، تلاشی بالغ در اجرای برنامه های نمایشی. اولین اجرای عمومی هر یک از آثار او در آگوست 1865 انجام شد ، زمانی که یوهان اشتراوس جوان در یک کنسرت در پاولوفسک ، در نزدیکی سن پترزبورگ ، رقص های مشخصه چایکوفسکی را اجرا کرد.

چایکوفسکی

سالهای میانی

پس از فارغ التحصیلی در دسامبر 1865 ، چایکوفسکی به مسکو نقل مکان کرد تا تئوری موسیقی را در انجمن موسیقی روسیه تدریس کند ، که به زودی به هنرستان مسکو تغییر نام داد. او تدریس را دشوار می دانست ، اما دوستی او با کارگردان ، نیکولای روبینشتاین ، که در وهله اول این موقعیت را به او پیشنهاد کرده بود ، برای تحمل آن کمک کرد. در عرض پنج سال ، چایکوفسکی اولین سمفونی خود ، سمفونی شماره یک چایکوفسکی در G Minor (آهنگسازی 1866 ؛ رویاهای زمستانی) ، و اولین اپرای خود ، The Voyevoda (1868) را تولید کرد.

در سال 1868 چایکوفسکی با یک سوسپرانوی بلژیکی به نام دزیری آرتات ملاقات کرد ، که با او زودگذر به فکر ازدواج افتاد ، اما نامزدی آنها با شکست پایان یافت. اپرای The Voyevoda ، حتی توسط The Five ، گروهی تأثیرگذار از آهنگسازان ناسیونالیست روسی که هرگز از جهان وطنی بودن موسیقی چایکوفسکی استقبال نکردند ، با استقبال خوبی روبرو شد. در سال 1869  رومئو و ژولیت چایکوفسکی Romeo and Juliet Overture

  را تکمیل کرد ، یک اورتور که در آن به شکل ظریفی فرم سونات را برای آینه نمودن ساختار نمایشی نمایشنامه شکسپیر اقتباس کرد. نیکولای روبینشتاین سال بعد اجرای موفقیت آمیزی از این اثر را انجام داد و این اولین ساخته چایکوفسکی بود که سرانجام وارد رپرتوار استاندارد بین المللی کلاسیک شد.

در مارس 1871 تماشاگران در تالار اشراف مسکو شاهد اجرای موفق کوارتت زهی چایکوفسکی شماره 1 بودند و در آوریل 1872 او اپرای دیگری به نام The Oprichnik را به پایان رساند. در حالی که تابستان را در املاک خواهرش در اوکراین می گذراند ، او شروع به کار در سمفونی شماره دو چایکوفسکی خود در C Minor کرد که بعداً به نام روسی کوچک لقب گرفت ، و در همان سال آن را تکمیل کرد. اپریچنیک اولین بار در آوریل 1874 در تئاتر مرینسکی در سن پترزبورگ اجرا شد. علی رغم موفقیت اولیه ، این اپرا منتقدان را متقاعد نکرد ، که در نهایت چایکوفسکی با آنها موافقت کرد.

اپرای بعدی وی ، وکولا اسمیت (1874) ، که بعداً به عنوان چروویچکی (1885 ؛ کفش های کوچک) تجدید نظر شد ، به همین ترتیب مورد داوری قرار گرفت. در اپراهای اولیه خود ، آهنگساز جوان در برقراری تعادل بین اشتیاق خلاقانه و توانایی او در ارزیابی انتقادی کار در حال انجام ، دچار مشکل شد. با این حال ، کارهای ابزاری او باعث شهرت او شد و در پایان سال 1874 ، چایکوفسکی کنسرتو پیانو شماره 1 خود را در B-flat Minor نوشت ، اثری که علیرغم رد اولیه توسط روبینشتاین به شهرت رسید. این کنسرتو در اکتبر 1875 با موفقیت در بوستون به نمایش درآمد و هانس فون بلو به عنوان تکنواز اجرا کرد. در تابستان سال 1875 ، چایکوفسکی سمفونی شماره سه را در D Major ساخت ، که تقریباً بلافاصله در روسیه مورد استقبال قرار گرفت.

سالها شهرت پیوتر ایلیچ چایکوفسکی

در پایان سال 1875 ، چایکوفسکی روسیه را ترک کرد تا به اروپا سفر کند. او به شدت تحت تأثیر اجرای کارمن ژرژ بیزه در اپرا کمیک پاریس قرار گرفت. در مقابل ، تولید چرخه حلقه ریچارد واگنر ، که در تابستان 1876 در بایروت ، آلمان شرکت کرد ، باعث سردی او شد. در نوامبر 1876 او آخرین فانتزی سمفونیک خود Francesca da Rimini را لمس کرد ، اثری که از آن بسیار خوشحال بود. اوایل همان سال ، چایکوفسکی آهنگ دریاچه قو را تکمیل کرد ، که اولین بار در سه گانه معروف باله های او بود. اولین نمایش باله در 20 فوریه 1877 انجام شد ، اما به دلیل اجرای ضعیف و اجرای رقص موفق نشد و به زودی از رپرتوار حذف شد.

محبوبیت روزافزون موسیقی چایکوفسکی چه در داخل و چه در خارج از روسیه ناگزیر منجر به علاقه عمومی به او و زندگی شخصی او شد. اگرچه همجنسگرایی در روسیه به طور رسمی غیرقانونی بود ، اما مقامات آن را در میان طبقات بالا تحمل کردند. اما فشارهای اجتماعی و خانوادگی و همچنین ناراحتی او از این واقعیت که برادر کوچکترش مودست همان گرایش های جنسی را نشان می دهد ، منجر به تصمیم عجولانه چایکوفسکی در تابستان 1877 برای ازدواج با آنتونینا میلیوکووا ، دانشجوی جوان و ساده لوح موسیقی شد.

عشق او به او همجنس گرایی چایکوفسکی ، همراه با عدم سازگاری تقریباً کامل بین این زوج ، منجر به فاجعه زناشویی شد – طی چند هفته او به خارج از کشور فرار کرد ، اما دیگر هرگز با همسرش زندگی نکرد. این تجربه چایکوفسکی را مجبور کرد تا تشخیص دهد که نمی تواند از طریق قراردادهای اجتماعی احترام قائل شود و گرایش جنسی او را نمی توان تغییر داد. در 13 فوریه 1878 ، او برادر خود آناتولی را از فلورانس نوشت: “فقط در حال حاضر ، به ویژه پس از داستان ازدواج من ، بالاخره متوجه شدم که هیچ چیز بی نتیجه تر از این نیست که بخواهم آن چیزی باشم که طبیعتم هستم. ”

در سال 1876 شاهد شروع روابط خارق العاده ای بود که بین چایکوفسکی و نادژدا فون مک ، بیوه یک سرمایه دار ثروتمند راه آهن ایجاد شد. این در 14 سال آینده جزء مهمی از زندگی آنها شد. او که از ستایشگران کار او بود ، تصمیم گرفت که حامی او شود و سرانجام مبلغی ماهانه برای او ترتیب داد. این امر باعث شد او در سال 1878 از هنرستان کناره گیری کند و تلاش خود را وقف نوشتن موسیقی کند. پس از آن او می توانست زمستان خود را در اروپا بگذراند و هر تابستان به روسیه بازگردد. اگرچه او و نیکوکارش توافق کردند که هرگز ملاقات نکنند ، اما آنها مکاتبات بزرگی انجام دادند که یک سابقه تاریخی و ادبی قابل توجه است. در جریان آن ، آنها صراحتا دیدگاه های خود را در مورد طیف وسیعی از مسائل ، از سیاست یا ایدئولوژی شروع و با موضوعاتی مانند روانشناسی خلاقیت ، ایمان دینی و ماهیت عشق به پایان رساندند.

دوره پس از خروج چایکوفسکی از مسکو به طور خلاقانه بسیار سازنده بود. در اوایل سال 1878 او چندین آهنگسازی معروف خود را به پایان رساند – اپرا یوجین اونگین ، سمفونی شماره چهار  چایکوفسکی در F Minor و کنسرتو ویولن در D Major. از دسامبر 1878 تا آگوست 1879 او در اپرای خدمتکار اورلئان کار کرد ، که مورد استقبال چندانی قرار نگرفت. در 10 سال آینده چایکوفسکی اپراهای خود Mazepa (1883 ؛ بر اساس پولتاوا الکساندر پوشکین) و The طلسم (1887) ، و همچنین سمفونی های استادانه Manfred (1885) و سمفونی شماره پنجم چایکوفسکی در E Minor (1888) را تولید کرد. از دیگر دستاوردهای مهم او در این دوره می توان به Serenade for Strings in C Major ، Opus 48 (1880) ، Capriccio italien (1880) و 1812 Overture (1880) اشاره کرد.

چایکوفسکی

سالهای پایانی

در آغاز سال 1885 ، چایکوفسکی ، خسته از همسایگی خود ، در خانه ای اجاره ای در نزدیکی کلین ، خارج از مسکو مستقر شد. در آنجا او یک روال عادی روزانه را در پیش گرفت که شامل مطالعه ، قدم زدن در جنگل ، آهنگسازی صبح و بعد از ظهر و نواختن دوئت پیانو با دوستان عصرها بود. در اولین نمایش اپرای Cherevichki در ژانویه 1887 ، او سرانجام بر ترس دیرینه خود از هدایت غلبه کرد. علاوه بر این ، در پایان ماه دسامبر ، او اولین تور کنسرت اروپایی خود را به عنوان رهبر اجرا کرد که شامل لایپزیگ ، برلین ، پراگ ، هامبورگ ، پاریس و لندن بود.

او با موفقیت زیادی روبرو شد و دومین تور را در سال 1889 انجام داد. بین اکتبر 1888 و اوت 1889 او دومین باله خود را با نام “زیبایی خفته چایکوفسکی” ساخت. در زمستان 1890 ، هنگام اقامت در فلورانس ، او روی سومین اپرای پوشکین خود ، ملکه بیل ها چایکوفسکی ، تمرکز کرد ، که تنها در 44 روز نوشته شد و یکی از بهترین های او محسوب می شود. بعداً در همان سال چایکوفسکی توسط نادژدا فون مك مطلع شد كه او در حال نابودی است و نمی تواند به كمك خود ادامه دهد. پس از آن ، مکاتبات آنها متوقف شد ، شرایطی که باعث ناراحتی قابل توجه چایکوفسکی شد.

در بهار 1891 چایکوفسکی به مناسبت افتتاح سالن کارنگی در نیویورک به ایالات متحده دعوت شد. او در نیویورک ، بالتیمور و فیلادلفیا در حضور تماشاگران مشتاق اجرا کرد. پس از بازگشت به روسیه ، او دو آهنگ آخر خود را برای روی صحنه تکمیل کرد-اپرای یک کاره ایولانتا (1891) و یک باله دو کاره فندق شکن چایکوفسکی  (1892). در فوریه 1893 او کار روی سمفونی شماره 6 چایکوفسکی خود را در B Minor (Pathétique) آغاز کرد ، که قرار بود مشهورترین شاهکار او شود. او آن را به برادرزاده خود ولادیمیر (باب) داویدوف اختصاص داد ، که در سالهای پایانی چایکوفسکی به طور فزاینده ای مورد علاقه پرشور او قرار گرفت. شهرت جهانی او با تورهای پیروزمندانه اروپایی و آمریکایی و پذیرش دکترای افتخاری از دانشگاه کمبریج در ژوئن 1893 تأیید شد.

در 16 اکتبر چایکوفسکی اولین سمفونی جدید خود را در سن پترزبورگ انجام داد. واکنش متفاوت تماشاگران ، با این حال ، بر اعتقاد آهنگساز مبنی بر تعلق سمفونی در میان بهترین آثار او تأثیری نداشت. در 21 اکتبر ناگهان بیمار شد و بیماری وبا تشخیص داده شد ، یک بیماری همه گیر که در سن پترزبورگ گسترده بود. با وجود تمام تلاش های پزشکی برای نجات وی ، او چهار روز بعد بر اثر عوارض ناشی از بیماری جان سپرد. شایعات وحشتناکی در مورد همدلی احتمالی خود در میان معاصرانش پخش می شد که در اواخر قرن بیستم توسط برخی از زندگینامه نویسان وی زنده شد ، اما این شواهد را نمی توان با شواهد مستند تایید کرد.

میراث

در بیشتر قرن بیستم ، منتقدان در اظهارات شدید خود در مورد زندگی و موسیقی چایكوفسكی بی عدالتی بودند. در طول زندگی او ، موسیقیدانان روسی به سبک او به عنوان ناکافی ناسیونالیستی حمله کردند. با این حال ، در اتحاد جماهیر شوروی ، او تبدیل به یک نماد رسمی شد ، که هیچ انتقاد منفی بر او تحمل نمی شد. بر همین اساس ، هیچ مطالعه عمیقی در مورد شخصیت او انجام نشده است. اما در اروپا و آمریکای شمالی ، چایکوفسکی اغلب بر اساس جنسیتش مورد قضاوت قرار می گرفت و موسیقی او به عنوان تجلی انحراف او تفسیر می شد. زندگی او به عنوان یک تلاطم عاطفی بی وقفه ، شخصیت او بیمارگونه ، هیستریک یا گناهکار به تصویر کشیده شد و آثار او مبتذل ، احساسی و حتی آسیب شناسانه اعلام شد.

این تفسیر نتیجه یک مغالطه بود که طی دهه ها برداشت فعلی از همجنس گرایی را به گذشته نشان داد. در آغاز قرن بیست و یکم ، بررسی دقیق نامه نگاری ها و خاطرات چایکوفسکی ، که سرانجام به شکل بدون سانسور در اختیار محققان قرار گرفت ، به این نتیجه رسید که این تصویر سنتی از اساس اشتباه است. همانطور که مطالب بایگانی روشن می شود ، چایکوفسکی سرانجام موفق به سازگاری خود با واقعیت های اجتماعی زمان خود شد و هیچ دلیلی وجود ندارد که معتقد باشیم او به ویژه روان رنجور بوده است یا همانطور که برخی نظریه پردازان ادعا کرده اند موسیقی وی دارای پیام های رمزگذاری شده است.

فلسفه هنری او اولویت را با آنچه ممکن است “پیشرفت عاطفی” نامیده شود ، یعنی برقراری ارتباط فوری با مخاطب از طریق پیش بینی و در نهایت دستیابی به کاتارسیس ، انجام داد. موسیقی او ادعای عمق فکری ندارد ، اما شادی ها ، عشق ها و غم های قلب انسان را با صداقت چشمگیر و تکان دهنده منتقل می کند. چایکوفسکی در تلاش برای ترکیب اعلی با درونگرایی و همچنین در نماد موسیقی بعدی خود ، حساسیت های خاصی را پیش بینی کرد که بعداً در فرهنگ مدرنیسم روسی برجسته شد.

چایکوفسکی نماینده برجسته رمانتیسیسم در قالب مشخصه روسی آن بود ، که به همان اندازه مدیون سنت های موسیقی فرانسوی و ایتالیایی است تا آلمانی ها. اگرچه به ظاهر نمایانگر آهنگسازان ناسیونالیست مانند مودست موسورگسکی و نیکولای ریمسکی کورساکوف نیست ، اما چایکوفسکی به وضوح از موسیقی محلی روسیه الهام گرفته است. به گفته آهنگساز روسی تبار ایگور استراوینسکی ، “چایکوفسکی ناخودآگاه از منابع واقعی و محبوب نژاد ما بیرون آمد.”

او اولین سمفونیست بزرگ روسیه ، هدیه خاصی را برای ملودی و ارکستراسیون به نمایش گذاشت. در بهترین اثر او ، آهنگهای قدرتمندی که بر موضوعات موسیقی تأکید دارند به آهنگهای باشکوه و به طور رسمی ابتکاری هماهنگ شده اند. استفاده م resourceثر از ابزارها به شما امکان می دهد بسیاری از آثار او را با صدای خاص خود تشخیص دهید. چایکوفسکی در درجه اول به عنوان استاد موسیقی ساز برجسته بود. اپراهای او ، که اغلب از نظر موضوعی و سبک التقاطی هستند ، به استثنای یوجین اونگین و ملکه بیل در غرب استقبال چندانی نمی کنند. در حالی که اکثر اپراهای او با موفقیت محدودی روبرو بودند ، با این وجود چایکوفسکی در تبدیل باله ، سپس یک ژست تزئینی بزرگ ، به یک درام موسیقی صحنه ای ، بسیار موفق عمل کرد و بنابراین انقلابی در این ژانر ایجاد کرد.

علاوه بر این ، چایکوفسکی یکپارچگی طراحی را به ارمغان آورد که باله را به سطح موسیقی سمفونیک رساند. برای این منظور ، او از یک ساز سمفونیست در ساختار در مقیاس بزرگ استفاده کرد ، و رقص های پی در پی را با استفاده از کلیدها برای ایجاد احساس تجمعی از هدف ، در تمایز با چیدمان تصادفی یا تزئینی بیشتر در باله های پیشینیان خود ، سازماندهی کرد. حس ویژه او در مورد اینکه چگونه ملودی می تواند رقص را تحریک کند ، به باله هایش جایگاه منحصر به فردی در تئاترهای جهان داد. تأثیر آزمایش او در باله های سرگئی پروکوفیف و آرام خاچاتوریان مشهود است.

اشعار سمفونیک چایکوفسکی بخشی از خط توسعه آثار برنامه ای تک حرکتی است که توسط فرانتس لیست آغاز شده است و طیف وسیعی از ویژگی های بیانی و سبکی را که نوع آن را مشخص می کند ، اجرا می کند. در یک افراط ، فاتوم اولیه (1868) آزادی فرم و بیان مدرنیستی را نشان می دهد. در انتهای دیگر ، نظم کلاسیک رویکرد فانتزی رومئو و ژولیت است ، که در آن رمانتیسم پرشور با سختی های فرم سوناتا تعادل می یابد.

علاوه بر این ، چایکوفسکی با معرفی یک متر غیر متعارف در شربزوی کوارتت زهی دوم در F Major ، اپوس 22 (1874) ، سختگیری های موسیقی مجلسی را کاهش داد و حس کلید در فینال را تضعیف کرد. نوآوری او همچنین در حرکت دوم تارهای سکس Souvenir de Florence (1890) مشهود است ، که برای آن موسیقی نوشت که تقریباً از جلوه های صوتی خالص برخوردار است-چیزی که در حوزه ارکستر بیشتر آشنا است. مهارت او در کنترپوانت ، سنگ بنای سنتی موسیقی مجلسی ، نیز در سراسر کارهای مجلسی او قابل مشاهده است.

از طرف دیگر ، رویکرد چایکوفسکی به موسیقی پیانو انفرادی عمدتا سنتی باقی ماند ، یعنی طعم قرن نوزدهم قطعات کوتاه سالن را با عناوین توصیفی ، معمولاً به صورت گروهی تنظیم کرد ، مانند فصلهای معروف (1875). –76). در چندین قطعه پیانو وی ، استعداد ملودیک چایکوفسکی ظاهر می شود ، اما در کل او نسبت به هنگام نوشتن موسیقی ارکستر ، کنسرتو ، اپرا و آهنگسازی مجلسی خود نسبت به آهنگسازی این آثار بسیار کمتر متعهد بود.

چایکوفسکی یک مسیر بعید بین گرایش های ناسیونالیستی روسیه که در کار رقبای خود در فیلم The Five بسیار برجسته بود و موضع جهانی که توسط آموزش هنرستان او تشویق شده بود ، پیش برد. او هم ناسیونالیست روس بود و هم غربی از مهارت فنی جلا. او با سه سمفونی آخر خود مهر شخصی خود را بر سمفونی اواخر قرن 19 گذاشت. آنها یک سوبژکتیویته قوی را نشان می دهند که بر گوستاو مالر ، سرگئی راخمانینوف و دیمیتری شوستاکوویچ تأثیر می گذارد و این ژانر را تشویق می کند تا با قدرت دوباره به قرن بیستم منتقل شود.

نمی توان انکار کرد که کیفیت آثار چایکوفسکی یکنواخت نیست. برخی از موسیقی های او متمایز نیستند-عجولانه نوشته شده ، تکراری یا دلپذیر هستند. اما در سمفونی هایی مانند شماره 4 ، شماره 5 ، شماره 6 و مانفرد و بسیاری از اورتورها ، سوئیت ها و آهنگهایش ، او به وحدت الهام آهنگین ، محتوای دراماتیک و تسلط بر فرم دست یافت که او را بالا می برد. به رتبه برتر آهنگسازان جهان رسید.

دانلود بهترین آثار بتهوون

Romeo and Juliet Overture

by Pyotr Ilyich Tchaikovsky

Spanish Dance

by Pyotr Ilyich Tchaikovsky

Danse russe 'Swan Lake

by Pyotr Ilyich Tchaikovsky

The Nutcracke

by Pyotr Ilyich Tchaikovsky